175عصر پنجشنبه، لشكر نيروهاى قريش در دامنۀ كوه احد مستقر شدند. پيامبر روز جمعه، شورا ى نظامى تشكيل داد و در مورد شكل دفاع از ياران خود، نظرخواهى كرد. 1سرانجام شوراى مزبور دو نظريه را پيشنهاد كردند:
نظريۀ قلعهدارى، يا نبرد در خارج مدينه (نبرد دفاعى يا تهاجمى):
«عبداللّٰه بن ابىّ» كه از منافقان مدينه بود نظريۀ «قلعهدارى» را پيشنهاد كرد. منظور از قلعهدارى اين بود كه مسلمانان از مدينه بيرون نروند و از برجها و ساختمانها استفاده كنند. زنان از بالاى بامها و برجها به روى دشمن سنگ بريزند و مردان در كوچهها، تن به تن نبرد كنند.
پيران و سالخوردگان مهاجرين و انصار، اين نظر را تأييد مىكردند ولى جوانان، خصوصاً آنهايى كه در نبرد بدر، شركت نكرده بودند و فكر نبرد داشتند با اين نظر سخت مخالف بودند، زيرا معتقد بودند كه اين طرز دفاع با عث جرأت دشمن مىشود و افتخارات مسلمانان در بدر براى هميشه از بين خواهد رفت.
جناب حمزه و برخى ديگر، از نظريۀ نبرد در خارج مدينه دفاع كردند و سرانجام پيامبر صلى الله عليه و آله ، نظر «اكثريت» را قاطع دانست و خروج از شهر را بر قلعهدارى و جنگ تن به تن ترجيح داد. 2پيامبر وارد خانه شد و زره پوشيد و شمشير حمايل كرد و سپرى بر پشت انداخت و كمانى بر شانه آويخت و نيزه به دست گرفت و از خانه بيرون آمد، ديدن اين منظره مسلمانان را سخت تكان داد.
پيامبر صلى الله عليه و آله پس از خواندن نماز جمعه با لشكرى بالغ بر 1000 نفر مدينه را به قصد احد ترك كرد. 3عبداللّٰه بن ابىّ به عنوان اعتراض با سيصد تن از منافقين و همفكران خود از صف ارتش اسلام جدا شد و گفت:
محمّد از بچهها پيروى كرد و نظر ما را ناديده گرفت، اين آيه در وصف او نازل شد. «وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نٰافَقُوا وَ قِيلَ لَهُمْ ...» 4.
با جدا شدن عبداللّٰه بن ابىّ و پيروان او، از سپاهيان پيغمبر صلى الله عليه و آله ، تنها هفتصد تن بدون اسب و شتر باقى ماندند. 5