172سكونت خويش به «دارالمهاجرين» بيايند تا از حقوق يك «مهاجر» برخوردار شوند. در غير اين صورت همچون «اعراب از مسلمين» هستند كه احكامى كه خدا بر مؤمنين نازل كرده، بر آنان نيز لازم است. جز آن كه سهمى در غنائم ندارند، مگر آن كه همراه مسلمانان جهاد كنند. اگر از پذيرفتن اسلام سرباز زدند، آنان را به پرداخت جزيه فراخوان و اگر نپذيرفتند با ايشان مقاتله كن.
حتى در اوج سختگيرى مسلمانان بر مشركين، پس از اعلام برائت، در سال نهم، دستور صريح قرآن اين بود كه هر گاه يكى از مشركين به تو پناه آورد، پناهش ده تا كلام خدا را بشنود، سپس به مكان امنش برسان، زيرا اينان مردمى نادانند.
به هر روى، اساس دعوت بر پايۀ هدايت مردم به توحيد بوده و به همين دليل، و پيش از هر چيز هدف رسول خدا صلى الله عليه و آله آشنا ساختن مردم با توحيد و نبوّت بوده است. قريش از شمار كسانى بودند كه آن حضرت ساليان متمادى اسلام را بر ايشان عرضه كرده و آيات قرآنى را بر آنان تلاوت كرده بود، اكنون اگر شمشير خشم مسلمانان بر سر آنان فرود مىآمد، قريب به 13 سال از دعوت فكرى و هدايتى گذشته بود با اين حال چون اولاً هدف هدايت آنان بود و ثانياً مشركان عمرى را در شرك سپرى كرده و طبيعى بود كه تحول، تدريج و صبر را مىطلبد. آن حضرت هميشه سعى داشت تا راههاى مسالمتآميزى را - البته پس از قدرى فشار بر مشركان - بيابد. اين اصل مدارا و برخورد مسالمتجويانه را به همان سرعت مىپذيرفت كه جنگ را، بر همين اساس بود كه صلح حديبيه را درست در موقعيت برترى بر مشركان پذيرفت اما عقيده رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اساس تكاليف شرعى و بر مبناى واقع بينى بود، آن حضرت در مواقع لزوم، با استحكام به جنگ با دشمن مىپرداخت. 1 البته دشمنى كه هيچ زمينهاى براى هدايت او از طريق فكر و مدارا وجود نداشت، گروهى كه خداوند در ادامه دعوت مؤمنان به جهاد، دربارۀ ايشان فرمود:
«بدترين جانوران نزد خدا اين كران و لالان هستند كه درنمىيابند و اگر خيرى در آنان مىيافت، شنوايشان مىساخت و اگر آنان را شنوا ساخته بود، باز هم برمىگشتند و رويگردان مىشدند.» 2