171با دعوت او بود كه شمار فراوانى از مردم يمن اسلام آوردند. به گزارش ابن سعد، در جريان فتح مكه، رسول خدا صلى الله عليه و آله خالد بن وليد را براى دعوت بنى جذيمه به اسلام و به جنگ به آنان (داعياً الىَ الاسلامِ وَ لَم يَبْعَثْهُ مُقاتِلاً) به سوى آنها فرستاد، اما خالد به جنگ با آنان پرداخت و عدهاى از اسيران را كشت.
رسول خدا صلى الله عليه و آله از اقدام زشت خالد تبرى جست و حضرت على عليه السلام را فرستاد تا ديه كشتهها را بپردازد و آنچه را بنى جذيمه از دست دادهاند، جبران نمايد. 1مسألۀ دعوت به اسلام در همان آغاز جنگ به عنوان يك اصل مسلم در فقه «باب جهاد» آمده است. از امام سجاد عليه السلام دربارۀ كيفيت دعوت به اسلام، پيش از آغاز جنگ سئوال شد، حضرت فرمود: بايد بگويى، به نام خداوند بخشنده مهربان، تو را به خدا و دين خدا دعوت مىكنم، تو را به معرفت خداى عزوجل و عمل صالح فرا مىخوانم و بدان كه معرفت جز به اعتقاد و يكتايى رأفت و رحمت و عزت و علم و قدرت و برترى خدا بر همه چيز به دست نمىآيد.... در اين صورت اگر مشركان دعوت را پذيرفتند از همه حقوق يك مسلمان برخوردار خواهند شد.
بر اين اساس بود كه مسلمانان، جز پس از دعوت به توحيد و نبوت، حق جهاد با مشركان را نداشتند. 2 اين اقدامى بود كه فرماندهان رسول خدا صلى الله عليه و آله جز افراد نادرى چون خالد - همان گونه كه اشاره شد - به آن پايبند بودند.
در نقلى آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از جنگ با بنى قريظه آنان را به پذيرش اسلام دعوت كرد. 3همين برخورد در غزوه بنى مصطلق كه با گروهى از قبيله خزاعه بود پيش آمد.
از بريد اسلمى نقل شده است 4 كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هر كه را بر فرماندهى سريهاى مىفرستاد، او را به تقواى الهى توصيه مىكرد و به رفتار شايسته با مسلمانان فرا مىخواند، آنگاه به او مىفرمود: به نام خدا و در راه خدا پيكار كن، با كافران به خدا بجنگ، جنگ كن، اما خدعه و نيرنگ نكن، مثله مكن و كودكان را مكش، وقتى با دشمن مشرك برخورد كردى او را به سه چيز دعوت كن هر كدام را پذيرفت، همان را از وى قبول كن. نخست به اسلام، اگر پذيرفت رهايشان كن. اما از ايشان بخواه كه از محل