117مىكنند.
امام باقر عليه السلام اين معنا را تأييد فرمودهاند. 1 راوى مىگويد: امام باقر عليه السلام را در نماز ديدم، زنى از مقابل او گذشت، من رفتم او را برانم، حضرت فرمود:
«او را به حال خود بگذار، چرا كه اينجا را بكّه مىگويند. از آن جهت كه بعضى با بعض ديگر ازدحام مىكنند. زن از مقابل مرد مىگذرد، در حالى كه مرد در حال نماز است، يا مرد از مقابل زن مىگذرد در حالى كه زن نماز گزارد، در اين مكان اين امر را اشكالى نيست». 2در روايتى آمده است: «اِنَّمٰا سُمِّيَتْ بَكَّة لِاَنّها تَبُكُّ فيها الرِّجٰالُ وَ النِّسٰاء ؛ مكه را بَكه گفتهاند، زيرا كه در آنجا زنان و مردان به هم مىخورند.»
2 - در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه مكه نام مجموع شهر است و بكّه نام محلى است كه خانۀ كعبه در آنجا بنا شده است. «بَكَّةُ مَوْضِعُ الْبَيْتِ وَ مَكَّةُ سٰائِرُ الْبِلاٰدِ» 3.
3 - آن ديار را از آن رو بكّه خواندند كه گردن جباران و طاغوتيان را در هم مىشكند و هيچ جبار و ستمگرى، قصد سويى نسبت به آن نمىكند، مگر اينكه خوار و زبون خواهد شد. «اِنَّما سُمِّيَتْ بَكّة لاَنَّها تَبُكُّ اعناقَ الجَبٰابِرَةِ، اى تَدُقُّهٰا» 4.
«قطرب» مىگويد: وقتى عرب مىگويد «بَكَكْتَ عُنُقِهِ» منظور اين است كه او را خوار و زبون كردم، و نخوت و غرور او را در هم شكستم.
و از آنجا كه گردن جبارانى كه در مكه ظلم و ستم روا دارند درهم شكسته مىشود و هرگز بى كيفر نمىماند، آن را بكّه نامند. 54 -\صاحب «مجمع البحرين» 6 مىگويد: گفتهاند كه نامگذارى به بكّه از آن جهت است كه مردم در درون و پيرامون آن به بكاء و گريه مىپردازند. 7امام صادق عليه السلام فرمودند: مكه را بكّه مىگويند: «لِبُكٰاءِ النّٰاسَ حَولَهٰا وَ فيٖها» 8
5 - برخى از مفسرين نيز احتمال دادهاند كه بكّه همان مكه بوده باشد كه «م» در آن تبديل به «ب» شده است، نظير لازم و «لازب» كه هر دو در لغت عرب به يك معنى است.