104غذاى مختصرى را كه معمولاً خوراك چند نفر بيش نبود براى آنان آماده نمود و چون افراد مزبور به خانۀ آن حضرت آمده و غذا را خوردند، همگى را كفايت كرد و سير شدند، در اين لحظه ابولهب فرياد زد: به راستى كه محمّد شما را جادو كرد!
رسول خدا صلى الله عليه و آله كه سخن او را شنيد، چيزى نگفت و روز ديگر به على عليه السلام دستور داد به همان گونه ميهمانى ديگرى را ترتيب دهد و خويشان را به صرف غذا در خانۀ آن حضرت دعوت نمايد و چون على دستور او را اجرا كرد و غذا صرف شد، رسول خدا صلى الله عليه و آله شروع به سخن كرده، چنين فرمود:
اى فرزندان عبدالمطلب! من در ميان عرب كسى را سراغ ندارم كه براى قوم خود بهتر از آنچه را كه من براى شما آوردهام آورده باشد و آن چيزى است كه خداى عزوجل مرا به ابلاغ و دعوت شما به آن مأمور فرموده است و مرا به رسالت آن مبعوث داشته و بدانيد كه هر يك از شما ابتداءً به من ايمان آورده و در كارم مرا يارى كند 1 و كمك دهد او برادر و وصى و وزير و جانشين من پس از من در ميان ديگران خواهد بود.
در حديثى است كه به دنبال اين سخنان يا پيش از آن جملۀ ديگرى را نيز توصيه فرمود: نشانۀ صدق گفتار (و معجزۀ) من نيز همين ماجرايى است كه مشاهده كرديد، كه چگونه با غذايى اندك همۀ شما سير شديد، اكنون كه اين آيت و معجزه را مشاهده كرديد دعوتم را بپذيريد و سخنم را بشنويد كه اگر فرمانبردار شويد، رستگار و سعادتمند خواهيد شد. سخنان پيامبر به پايان رسيد، ولى هيچ كدام از آنها جز على عليه السلام دعوت آن حضرت را اجابت نكرد و براى بيعت با او از جاى برنخاست. تنها على عليه السلام همان تربيت شدۀ دامان آن حضرت بود كه از جاى برخاست و آمادگى خود را براى ايمان به رسول خدا صلى الله عليه و آله و يارى آن حضرت اطلاع داد. على عليه السلام در آن روز در سنين نوجوانى بود، ولى همچون مردانى نيرومند، با شهامت خاصى از جا برخاست و با گامهاى محكمى كه برداشت پيش آمده عرض كرد:
اى رسول خدا! من به تو ايمان آوردهام و آمادۀ يارى تو در انجام اين مأموريتى كه بدان مبعوث گشتهاى مىباشم. در بسيارى روايات آمده كه اين جريان سه بار تكرار شد، يعنى پيامبر بزرگوار اسلام سه بار سخنان خود را تكرار كرد و آنها را به ايمان آوردن به خدا و دين اسلام و يارى خود دعوت كرد و هيچيك از آنها جز على عليه السلام دعوت او را نپذيرفت. و تنها على عليه السلام بود كه در هر سه بار برمىخاست و