178خارج گشت و مجدداً به ديوار خانه چسبانيده شد. پس به خوبى روشن مىشود كه چه عاملى مىتواند مردمان دوران جاهليت را بر آن دارد كه اين سنگ مورد تعظيم و احترام را از ديوار خانه جدا كرده و آن را در محلى كه هم اكنون واقع است، بنابر روايت سنجارى كه پيش از اين ياد گرديد، قرار دهد. اين حركت مىتواند به معناى بىاحترامى و كوچك شمردن اين سنگ به وسيلۀ آنان تلقّى شود، در صورتى كه در اعتقاد آنان همواره احترام و تجليل از اين سنگ مقدس همراه بوده و هميشه از جايگاه اثر قدمهاى ابراهيم خليل عليه السلام به عنوان جايگاهى مقدس ياد نمودهاند، بطورىكه سرودهاى نيز در اين مورد از حضرت ابوطالب در شأن مقام و حجرالأسود در تاريخ ياد گرديده است:
و بالحجر الأسود اذيمسحونه
هنگامىكه اسلام ظهور نمود، بر احترام و تجليل از آن تأكيد كرد و پس از حجرالأسود آن را رمزى براى عبوديت و بندگى الهى قلمداد نمود. با آنكه حجرالأسود حرمتى بيش از مقام داشته و از آن به عنوان «پيمان خدا در زمين ياد شده است.»
و اينكه در روز قيامت به هنگام روز مَحشر، خداوند حجرالأسود را در حالىكه داراى دو چشم بينا و زبانى گويا است، مبعوث مىكند. و به وسيلۀ آن دستهايى كه به حق بر آن كشيده شده، شهادت مىدهد. ليكن معتقديم حجرالأسود و مقام هر دو ياقوتى ازبهشت مىباشندكه به گفته ازرقى از «مجاهد» در روز قيامت، ركن ومقام هر كدام مانندكوه ابوقبيس برمؤمنان وصالحان شهادت مىدهند. بنابراين دردنبالۀ سخن براى روشن شدن كامل مطلب، مكان مقام در سه حالت قرار داشته است:
حالتاول: مقام دردوران حضرتابراهيم عليه السلام دركدامين نقطه قرارداشته است؟
به نظر مىرسد ابراهيم عليه السلام پس ازفراغت از ساختمان بيت، سنگ مقام را يا درونكعبه، درحفرهاى قراردادكه درگوشۀ سمتراست وارد شوندهبهكعبه حفرشده بود و