179سه ذراع عمق داشت كه از آن به عنوان «خزانه» و محل قرار دادن هداياى كعبه استفاده مىگرديد. و يا آنكه آن را متصل به ديواركعبه، در كنار درِ آننهاد.
پس به نظر نمىرسد كه آن را در محل كنونى قرار دهد، كه در نزديكى چاه زمزم و به فاصلۀ چند ذراعى از كعبه است؛ زيرا اين كار نمىتواند هيچگونه علت و سببى داشته باشد و با توجه به آنكه در آن زمان نيز همچون امت محمدى، فرمانى براى توجه بدان در حين نماز نيز نازل نشده بود.
در صورتىكه بدانيم و براين باور برسيم كه سنگ مقام همانند حجرالأسود ياقوتى از ياقوتهاى بهشت بوده و خليلاللّٰه، ابراهيم عليه السلام به هنگام ساختمان كعبه بر روى آن قرار مىگرفت و نيز ابراهيم عليه السلام به فرمان خداوند بر روى آن ايستاده و نداى حج را به عالميان رسانيده است و به فرمان الهى، جاى پاى حضرت بر روى آن نقش بسته است و آيهاى از آيات الهى با نص صريح آيه، در روى زمين قرار گرفته است و... تمامى اين معلومات كه مورد نظر و قبول حضرت ابراهيم بوده است، موجب آن مىگردد كه نامبرده اين مقام مكرّم را از كعبه به سمت زمزم دور نگردانيده باشد بلكه پس از پايان كار خويش، بايد آن را در حفرهاى كه در درون كعبه به وجود آورده بود، قرار داده باشد تا بتواند دورانهاى مختلفى را پشت سر گذاشته و به دوران پيامبر آخرالزمان حضرت ختمى مرتبت محمد صلى الله عليه و آله برسد كه در اين هنگام فرمان نماز در كنار آن از سوى پروردگار نازل گردد.
اينچنين خداوند، خليل خود ابراهيم عليه السلام را پس از پايان ساختمان كعبه، از شأن و مقام اين سنگ با خبر ساخت و ابراهيم عليه السلام اينگونه مقام كريم و مقدس را كه به فرمان الهى داراى اثرى جاودانى از او گرديده بود، براى ما محفوظ نگاهداشت؛ زيرا پيامبران هركارى را كه انجام مىدهند درنتيجۀ وحى و الهامى است كه از سوى پروردگار قادر متعال بر آنان نازل مىگردد.
پس از آن، اسماعيل عليه السلام نيز جايگاه مقام را تغيير نداد و آن را از درون كعبه خارج نساخت؛ چرا كه او نيز بدان معرفت داشت و از سوى ديگر، به دنبال آن، فرمانى براى نماز از سوى پروردگار بر او نازل نگرديده بود. پس همانگونه كه قرار داشت از آن محافظت كرد و فرزندان او نيز پس از او در نگهدارى و محافظت از آن كوشا بودند.