149
«الحجر الأسود من الجنّة»؛ «حجر الأسود از بهشت است.»
و نيز احمد و ديگران روايت كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«الحجر الأسود من الجنه و كان أشدّ بياضاً مِنَ الثَّلج حتّى سوَّدتْهُ خطايا أهل الشرك».
«حجرالأسود از بهشت است و سفيدى آن از سفيدى برف بيشتر بود ليكن خطاى مشركان و كافران رنگ آن را به سياهى تبديل ساخت.»
در بارۀ رنگ سياه حجرالأسود، مطالبى در تاريخ آمده كه به ذكر برخى از آنها مىپردازيم:
ازرقى به هنگام سخن دربارۀ ساختمان كعبه به وسيلۀ ابن زبير، از شرحبيل از ابى عون از پدرش روايت كرده است كه گفت: «حجرالأسودِ شكاف خورده و سياه شده در اثر آتش سوزى را ديدم در حالى كه درون آن همانند نقرۀ سفيد بود.»
همچنين ازرقى به هنگام اين ساختمان، از منصور بن عبدالرحمن حجبى (پرده دار)، از مادرش روايت كرده است كه گفت: رنگ حجرالأسود پيش از آتش سوزى همانند رنگ سنگ مقام بود ليكن هنگامىكه آتشسوزى رخ داد، اين سنگ سياه گرديد.
به هنگام اين آتشسوزى حجرالأسود سه قطعه شد كه ابن زبير آن را در طوقى از نقره قرار داد.
ابن جبير در سفرنامهاش، كه به سال 578 هجرى صورت گرفته، آنگاه كه به مكه مىرسد، از مشاهدات خود دربارۀ حجرالأسود اينگونه توصيف مىكند:
«در قطعۀ سالمى كه در سمت راست استلام كنندۀ حجرالأسود واقع است، نقطه سفيد رنگ كوچكى ديده مىشود كه همانند خالى در آن صفحۀ مبارك مىدرخشد. اين نقطۀ سفيدرنگ بگونهاى است كه نگاه كردن به آن موجب جلاى چشم مىگردد.»
در كتاب «الاشاعة لأَشراط الساعة» به هنگام سخن دربارۀ از جا در آوردن حجرالأسود به وسيلۀ قرامطه، در سال 317 هجرى، اين گونه مىنويسد: محمد بن نافع خزاعى گويد: