42
الف) نور دل
دل سالم از صفا و روشنى خاصى برخوردار است، به قول مولوى:
صيقلى را بستهاى اى بىنماز
t و آن هوا را كردهاى دو دست باز
گر هوا را بند بنهاده شود
صيقلى را دست بگشاده شود
آهنى كائينۀ، غيبى بدى
جمله صورتها درو مرسل شدى
تيره كردى، زنگ دادى در نهاد
اين بود يسعَون فى الأرض الفسادَ 1
تا كنون كردى چنين، اكنون مكن
تيره كردى آب را، افزون مكن
برمشوران تا شود اين آب، صاف
و اندرو بين ماه و اختر در طواف 2
همچنان كه ديديم مولوى در اين شعر صفا و روشنى قلب را در گرو دورى از هواى نفس دانسته و بيان مىكند كه تنها در پرتو دورى از هواهاى نفسانى است كه دل آئينۀ غيبنماى الهى مىشود و صيقل مىپذيرد.
پس چو آهن گر چه تيره هيكلى
صيقلى كن، صيقلى كن، صيقلى
تا دلت آئينه گردد پر صُوَر
اندرو هر سو مليحى سيم بَر 3
خداوند متعال نيز در اين باره مىفرمايد:
فَمَنْ يُرِدِ اللّٰهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً (انعام: 125)
پس هر كه خدا هدايت او را خواهد قلبش را به نور اسلام روشن