41
چون ز كه آن لطف بيرون مىشود
آبها در چشمهها خون مىشود 1
يا در جايى ديگر آورده است:
جان پذيرفت و خرد اجزاى كوه
ما كم از سنگيم آخر اى گروه
نه زجان يك چشمه جوشان مىشود
نه بدن از سبز پوشان مىشود
نى صداى بانگ مشتاقى درو
نى صفاى جرعۀ ساقى درو
كو حميّت تا ز تيشه و ز كُلَند
اين چنين كُه را به كلّى بركَنند؟
بوك بر اجزاى او تابد مَهى
بوك در وى تاب مَه يابد رهى
چون قيامت كوهها را بركند
بر سر ما سايه كى مىافكند؟ 2
به راستى وقتى دل محل دريافت پيام خدا نباشد، در سحرها از ترس او نلرزد و چشمههاى اشك از ديده جارى نشود، چنين دلى به كار دنيا و آخرت ما نمىآيد. بايد با كلنگ همّت و رياضت آن را ويران كرد و از نو با انوار محبت خدا آباد نمود.
10. اوصاف دل سالم
دل سالم (قلب سليم) كه تنها وسيلۀ رستگارى و نجات در روز قيامت است و محل واردات غيبيه و نداى الهى به شمار مىرود، داراى ويژگىهاى زير است: