164آخرت رسوايم مكن، كه اگر آنچه تو از من مىدانى بدانند، از سرزنش و تحقير آنها در امان نخواهم بود «يا سَتّارَ الْعُيُوب وَ يَا غَفَّارَ الذُّنُوب».
خداوندا! اينك به رحمت تو روى آوردم. رحمتى كه بر غضبت سبقت گرفته. و به حلمت التجا مىكنم كه از علمت پيشى يافته و بر عفوت توسل مىكنم كه بر قدرتت غلبه نموده و مرا درخواستن از تو دلير كرده است، تا با همۀ پستى و لئانتم از تو طلب مغفرت نمايم، و پيام گذشت را قبل از طلب دريافت نمايم.
يا رب العالمين! اكنون كه جانم را بر حريم خانهات مىسايى، آنچنان بسا تا چرك گناهان و حجابهاى غفلت از دلم زدوده شود و هفت لايۀ شرك، شك، نفاق، كبر و كجىهاى اخلاق، غضب و شهوت، يكى پس از ديگرى فرو ريزند و در هفت دور به هفت صفت حميده آراسته گردان، و براى هميشه از اسارت اغيار رهايم كن. مدال آزادگى را از بيت عتيق برگردنم بياويز تا رها و چالاك بين «صفا» و «مروه» هروله كنم. از گذشتههاى تاريك خود، سر پشيمانى بر كوه مروه بكوبم. در فرار به سوى تو، دل تكانى نمايم و هر چه غير تو را از درون و برون فرو ريزم. در دامن كوه صفا، صفات تو را خلعت دل كنم و براى ورود به صحراى عرفات مهيا شوم.
خداوندا! صحراى عرفات مخصوص كسانى است كه دلى صحرايى دارند و در كوير وجودشان ذرهاى وابستگى به دنيا پيدا نمىشود. صحراى عرفات، درياى وحدت است كه جانهاى بىگره و صاف، چون آب زلال را مىطلبد. اين موقف محل اتحاد روحهاى پاك و آسمانى