31خودم را به رخم نكش به ستاريت بنگر.
خداى رفيق و شفيق، اى صاحب فضل عظيم
هيچكس از تو بهشت را طلب ندارد.
همه بندگانت به تكليف بدهكارند.
احدى از مخلوقت مزد بندگى طلب ندارند.
به پاس اين همه نعمت كه آفريدى و به ما ارزانى دادى بدهكاريم.
خدايا از باب فضل بهشت را به ما وعده دادى. 1
نهرهاى عسل، شير، آب، شراب. 2
خوراكى و پوشاكى و حور و حرير.
ولى خدايا، قبل از اينكه بهشت از تو بخواهم،
از تو رضوان و رضايت حضرتت را طلب مىكنم. 3
از من عاصى راضى شو.
از تو مىخواهم با چشم اغماضت از من بگذرى.
با مهر و محبتت اعلامم كنى از تو راضىام.
خدايا رضايت را با هيچ بهشتى عوض نمىكنم.
لذت رضامنديت را به دنيا و آخرت نمىدهم.
هيچ ثروتى بهتر از لبخند رضايت نيست.
بهشت پيش درآمد رضوان توست.
خداى عزيز
بشر با اين روحيۀ استكباريش،
حريم شكنىاش،
غرّه شدنش،