30در آرامش شب چه زيبا محفل عشق آراستى.
بعضى به (العفو) ناله مىكشند.
بعضى به استغفار اشك مىريزند.
بعضى يَشْوِي الْوُجُوهَ مىخوانند و ناله سرمى دهند.
بعضى جاى خود را در جهنم مىبينند با وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاّٰ وٰارِدُهٰا گريبان مىدرند.
بعضى ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا مىخوانند در نجاتشان از دوزخ ترديد دارند و لذا اه سر مىدهند.
بعضى به طول قيامت و دست خالى خود مىنگرند و ضجه مىكشند
«اه مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَ طولِ الطَّريق وَ بُعد السَّفر» .
بعضى شاهين بلند پرواز مرگ را بالاى سر خود مىبينند و ناله
«وَ قَدْ خَفَقَتْ عِندَ رَأَسي اجْنِحَةُ الْمَوتِ» سر مىدهند.
اين همه غلغلهها و نغمههاى شيدائى در شب است.
خدايا شب را از من نگير.
غافلم مگذار.
از مناجاتم روى مگردان.
از صحبتم اعراض مكن.
اگر در عشقم ناخالصى هست،
به عيارم ننگر به جودت بنگر.
به زشتيم ننگر به حسنت بنگر.
به قصورم ننگر به كرمت بنگر.
به مجازاتم ننگر به حلمت بنگر.