110تلقين كنى، كه هرگز حريمت را نشكنم. 1
به توبهاى منتقلم كن كه تنبه و توجه و دريغ از گذشتهام را در بر داشته باشد.
در توبه و ندامت قلبىام چنان كمكم كن كه بر خويشتن بگريم. 2
بتوانم مرثيه نفس خود را بخوانم.
بر فرصتهاى طلايى از دست رفتهام اشك بريزم.
بر عمرى كه به سهل انگارى گذشت. 3
به جوانى بر باطل رفتهام.
بر آرزوهاى خام و خيالات واهى روزگارم اشك ندامت بريزم.
كيست كه از من بدحالتر باشد؟ 4
كيست كه از من پروندهاش سياهتر باشد؟
كيست كه از من، گناه زمينگيرترش كرده باشد.
مرثيه نفسم براى اين است كه مسافر ديار قبر و برزخ و قيامتم.
خدايا، اگر با اين حال پريشان كه كولهبارى از معصيت و گناه را با خود به دوش مىكشم به سوى قبر روانه شوم، چه دارم؟ 5
قبرى كه خوبان با عمل صالح و ايمانى پاك فرشش كردهاند، من با غفلت و نافرمانى و گناه به خرابهاى تاريك بدل كردهام. 6
چرا براى خانه قبرم نگريم در حالى كه نمىدانم چگونه با من عمل مىشود؟
به كجا مىبرندم؟ 7
فرشتگان به چه حالى به سراغم مىآيند؟
شاهين بلند پرواز مرگ بالهايش را بالاى سرم باز كرده. 8