83نمىگيرد. پيامبر(ص) بايد در اولين قدم، عادتهاى فاسد آنها را براندازد و خرافات آنها را از بين ببرد.
طلاق در عرب، امرى ناپسند محسوب مىشود. فرزندان اعراب، اگر چنين كارى مىكردند، از ارث محروم مىشدند. اين باور در ذهنهاى آنها رسوخ كرده و برايشان بسيار سخت بود كه ريسمان سنگين اين اعتقاد را از گردن بازكنند.
پيامبر(ص) اولين كسى بود كه اقدام به اين كار كرد. ايشان از طريق اين آيه، كه حجتى قاطع بود، آنقدر بر اين اعتقاد ايستاد، تا آن را ملكۀ ذهن آنها كرد، همچون زمانى كه حرام بودن ربا را اعلام كرد و در اين مورد حتى بر نزديكان خود نيز، سخت گرفت.
ازدواج پيامبر با زينب
خداوند در اين باره اين آيه روشن را نازل فرمود:
فَلَمّٰا قَضىٰ زَيْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاكَهٰا لِكَيْ لاٰ يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوٰاجِ أَدْعِيٰائِهِمْ إِذٰا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً (احزاب: 37)
رسول خدا(ص) اعلام فرمود كه خداوند به ايشان دستور داده است كه با زينب بنت جحش، پس از اتمام عدهاش ازدواج كند. مردم اين سخن را دهان به دهان نقل كردند كه محمد(ص) مىخواهد با مطلقۀ پسرش ازدواج كند. او را زيد بن محمد مىخواندند، زيرا شاهد بودند