84كه رسول خدا(ص) در بين مردم زيد را پسر خود خواند و گفت كه او از محمد(ص) ارث مىبرد.
در عرب رسم بر اين بود كه وقتى كسى، يتيمى را تحت تكفل خود مىگرفت، او را فرزند خود مىخواند. از ديگر حكمتهاى اين ازدواج آن بود كه خداوند براى پيامبر(ص) و مؤمنان، آيههاى روشنى را بفرستد مبنى بر اينكه در شرع خدا، مجاز نيست كه كسى، مردى را كه از روى بخشندگى او را بزرگ مىكند، پدر بنامد. خداوند اين رسم جاهلى را تحريم و آن را به صراحت اعلام فرمود:
مٰا كٰانَ مُحَمَّدٌ أَبٰا أَحَدٍ مِنْ رِجٰالِكُمْ وَ لٰكِنْ رَسُولَ اللّٰهِ وَ خٰاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كٰانَ اللّٰهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً (احزاب: 40)
ثابت بنانى مىگويد، «از انس بن مالك پرسيدم: چند سال در خدمت رسول خدا(ص) بودى؟ گفت: ده سال. گفتم: عجيبترين چيزى كه در اين ده سال ديدى، چه بود؟ گفت: ماجراى ازدواج رسول خدا(ص) با زينب بنت جحش. مادرم گفت: اى انس! رسول خدا(ص) شب عروسى را به صبح مىآورد در حالى كه طعامى ندارد، آن خيك خرماى آغشته به روغن و پنير را بيار و به اندازه خوراك ايشان براى آنها ببر. چنين كردم و يك ظرف سفالين آوردم و به اندازۀ پيامبر(ص) و همسرش در آن ريختم. سپس گفت: آن را نزد ايشان ببر. پس بر ايشان وارد شدم و آن زمان هنوز آيۀ حجاب نازل نشده بود. پيامبر(ص) فرمود: آن ظرف را كنار ديوار بگذار و برو على(ع)، عمر، ابوبكر و عثمان - و برخى از