169انفاق كرد.
زنان انصار، براى شير دادن به ابراهيم با هم رقابت مىكردند، زيرا مىخواستند با اين كار به ماريه نزديكتر شوند، زيرا از ميزان علاقه پيامبر(ص) به او اطلاع داشتند. دايگى ابراهيم، به «ام بردة خولة بنت منذر بن زيد» رسيد. پيامبر(ص) با شادمانى، شاهد بزرگ شدن ابراهيم بود. ولادت ابراهيم سبب شد تا ماريه از عنوان كنيزى به مقام همسرى پيامبر(ص) ارتقا يابد و مقام بالاترى نزد آن حضرت پيدا كند. همين امر سبب حسادت برخى از زنان پيامبر(ص) همچون عايشه و حفصه شد و براى اينكه ماريه و فرزندش را از چشم پيامبر بيندازند، به كارهاى ناشايست و سخنان ناروايى دست زدند. اين دو، به دنبال اين داستان مسائل و توطئههايى را به وجود آوردند و رسول خدا(ص) را بسيار آزار دادند تا جايى كه پيامبر(ص) مدتى از آنها دورى كرد كه سرانجام ابوبكر و عمر دخالت كردند و پيامبر(ص) را با آنها آشتى دادند.
وفات ابراهيم
اما خوشبختى ماريه طولى نكشيد، زيرا ابراهيم در سن هجده ماهگى سخت بيمار شد. ماريه بسيار بر او مىگريست. سيرين خواهر ماريه، كودك را در آغوش گرفت و به سوى پيامبر(ص) آورد، ولى چراغ عمر كودك لحظه به لحظه رو به خاموشى مىرفت. پيامبر(ص) كودك را از سيرين گرفت و از شدت اندوه او را به عبدالرحمان بن