170عوف سپرد، تا او را از خانه ماريه بيرون ببرد. كودك را بيرون بردند. پيامبر(ص) مىدانست كه كودك لحظههاى آخر عمر را مىگذراند. سرانجام كودك درگذشت و پيامبر(ص) بسيار اندوهگين شد و بسيار در فراق او گريست و اين جملهها را بر زبان آورد:
يا إبراهِيم! لَو لا انَّهُ امْرٌ حَقٌّ وَ وَعْدٌ صِدقٌ، وَ أنَّ آخِرَنا سَيَلْحَقُ بِأوَّلِنا، لَحَزِنّا عَلَيْكَ حُزْناً هُوَ اشَدُّ مِنْ هذا، تَدْمَعُ الْعَيْنُ وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ وَ لا نَقُولُ إلاّ ما يَرضي رَبَّنا وَ اللهُ يا إبْراهِيم، إنّا بِكَ لَمَحْزُونُون.
اى ابراهيم! اگر مرگ امرى حق و وعده صادق خداوند نبود و ما در آخر به همان چيزى كه در اول بوديم، نمىپيوستيم، بيش از اين بر تو اندوهگين مىشديم، چشم گريان و دل محزون و اندوهناك است، ولى سخنى كه جز رضايت و خشنودى پروردگار را فراهم كند، بر زبان جارى نخواهيم ساخت، اما بدان اى ابراهيم كه ما در فقدان و مرگ تو، اندوهناك و محزون هستيم.
برخى به آن حضرت اعتراض كردند كه «اى رسول خدا! مگر شما ما را از گريه نهى نكردى؟» فرمود: «نه، من نگفتم در مرگ عزيزانتان گريه نكنيد، زيرا گريه نشانه ترحم و مهربانى است و كسى كه دلش به حال ديگران نسوزد و مهر و محبت نداشته باشد، مورد رحمت الهى قرار نخواهد گرفت».
به هر ترتيب، رسول خدا(ص) دستور داد تا ابراهيم را غسل داده،