124را به قريش برساند. ابان، عثمان را در پناه خود قرار داد و او را نزد قريش برد. بدين ترتيب، عثمان پيام آن حضرت را رسانيد.
قريش با اكراه سخنان او را گوش دادند و در پاسخ گفتند: «ما اجازه نمىدهيم محمد(ص) به اين شهر بيايد و طواف كند، ولى خودت كه به اينجا آمدهاى، مىتوانى طواف كنى!»
عثمان گفت: «من قبل از پيامبر اين كار را نخواهم كرد و تا او طواف نكند، من نيز طواف نمىكنم». با شنيدن اين سخن، قريشيان اجازه ندادند عثمان نزد پيامبر(ص) برگردد و او را در مكه به زندان افكندند.
بيعت رضوان
به مسلمانان خبر رسيد كه عثمان را كشتهاند! با شنيدن اين خبر، مسلمانان دچار هيجان شدند. رسول خدا(ص) نيز، كه در زير درختى نشسته بود، فرمود: «از اينجا برنخيزم تا تكليف خود را با قريش معلوم سازم». سپس براى دفاع از اسلام از مسلمانان بيعت گرفت و چون اين بيعت در زير درخت انجام شد، آن را «بيعت شجره» نيز گفتهاند.
منادى آن حضرت فرياد زد: «كسانى كه حاضراند تا پاى جان در راه دين پايدارى كنند و نگريزند، بيايند و با پيامبر خود بيعت كنند. مسلمانان دسته دسته آمدند و با آن حضرت بيعت كردند و تنها يك نفر از منافقان مدينه، به نام جد بن قيس -كه خود را زير شكم شتر