94
آيۀ چهارم:
«مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ» 1؛ «كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟!»
آيات ديگرى نيز همانند آيات ياد شده، در قرآن موجود است كه مفادّ همۀ آنها اين است كه: يك قسم از شفاعت مجاز و قسمى ديگر غيرمجاز است؛ و به تعبيرى ديگر، يك نوع از شفاعت وجود خارجى دارد و آن عبارت از شفاعتى است كه با اذن خدا باشد و يك نوع شفاعت وجود خارجى ندارد؛ و آن عبارت از شفاعتى است كه بدون اجازۀ خدا باشد.
سخن ما اين است كه مشركان، معتقد به شفاعت غيرمأذون و خودسر بودهاند و اين نوع شفاعت از نظر آيات، مردود است. از آيات قرآن، چنين استفاده مىشود كه عقيدۀ مشركان، بر اين بوده است كه شفاعت، «بدون اجازۀ خدا» است كه همان شفاعت استقلالى است. در مقابل، خداوند چنين شفاعتى را محكوم كرده و مردود دانسته است. از آياتى كه شفاعت را منوط به اجازه و رضايت خدا كرده است، به خوبى استفاده مىشود كه جبهۀ مقابلى بوده است كه به شفاعت بدون اذن خداوند، عقيده داشت است.
اگر مشركان قائل به شفاعت به «اذن اللّٰه» بودند، وجهى نداشت كه اين آيات درصدد ردّ عقيدۀ آنان برآيد؛ زيرا در اين صورت، عقيدۀ آنان (در شفاعت) هماهنگ با موحّدان بوده است.