177كافران مىگفتند : ما منكر تمام آنچه شما به آن مأموريت داريد هستيم، نه اينكه فقط در دعوت به سجده، منكر هستيم و بقيه را قبول داريم. در دلالت، همانند اين آيه است آيۀ: «وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ ...» 1.
آيۀ سوم:
«قُلْ يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلاٰ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰكِنْ أَعْبُدُ اللّٰهَ الَّذِي يَتَوَفّٰاكُمْ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ* وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَ لاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » 2؛ «بگو : اى مردم! اگر در عقيدۀ من شك داريد، من كسانى را كه به جاى خداوند مىپرستيد، نمىپرستم، تنها خداوندى را پرستش مىكنم كه شما را مىميراند؛ و من مأمورم كه از مؤمنان باشم و (به من دستور داده شده كه) روى خود را به آيينى متوجه ساز كه از هرگونه شرك، خالى است؛ و از مشركان مباش!»
در «مفردات راغب»، آمده است : «الدين يقال للطاعة و الجزاء و استعير للشريعة و الدين كالملّة لكنّه يقال اعتبارا بالطاعة و الانقياد للشريعة قال :
«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّٰهِ الْإِسْلاٰمُ »
و قال :
«وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ »
اى طاعة ؛ واژۀ دين داراى دو معنا است : يكى اطاعت، ديگرى پاداش، ولى از باب عاريه اين واژه در مجموعۀ شريعت به كار مىرود؛ از اين جهت كه در يكايك احكام شريعت اطاعت و انقياد جريان دارد. شاهد اين مدعا، آيه قرآن