234«محجة» به معناى راه روشن، و «حُجّة» كه وسيله بيان حق و روشن شدن حقيقت است. 1در قرآن كريم، نيز كاربرد واژه حجّ و مشتقات آن كه بيش از بيست بار مىباشد، در دوازده مورد آن منظور حج و سفر به خانه خداست. و همه تعابير مصدرى اين واژه در قرآن به فتح «حاء» مىباشد، مگر در مورد اين آيه كه به كسر «حاء» آمده است. تفاوت ادبى اين دو واژه در اين است كه حَجّ به فتح، مصدر و حِجّ به كسر اسم مصدر است. 2
ج. طوع: طوع در لغت به معناى انقياد و پذيرش است. 3 ليكن استطاعت اگرچه از همين باب است، ولى به معناى قدرت و طاقت مىباشد. 4 و از همين باب است مطاوعه كه به معناى موافقت با غير است. و بسا از همين معنا بتوان گفت: كه استطاعت در حقيقت موافقت امور با انجام فعل است، كه از آن به وجود اقتضا تعبير مىشود.
د. كفر: كفر در لغت به معناى پوشاندن چيزى است. و اگر به كشاورز نيز كافر گفته مىشود بدين جهت است كه به وسيله خاك بذر را مىپوشاند. 5 برخى معتقدند معناى اصلى كفر عبارت است از ردّ كردن و بى توجهى نمودن به چيزى، 6 كه مصداقهاى متعددى مىتواند داشته باشد، از جمله بى توجهى به احسان و انعام، بى اعتنايى به حق كه ممكن است نسبت به ذات مقدس الهى يا پيامبر و يا معاد و يا اصل دين باشد. 7