397ياقوت حموى 1 ضمن آنكه اعراب آن را همان كسر عين و سكون صاد دانسته، به معناى آن اشارهاى دارد كه «و كلّ حصن يتحصّن به، يقال له عصر و هو جبل بين المدينة و وادي الفُرْع».
وادى عصر، يكى از منزلگاههاى هميشگى مدنىها به خيبر بوده است؛ در سمت جنوبى منطقۀ خيبر، شرق روضة الأجداد، كه از زمرۀ بلاد «غطفان» معروف است.
تا اين مرحله از مسير راه، ابن اسحاق نام و نشانى نمىدهد و از اين بعد، كه منطقۀ عصر است، ابن اسحاق با مستندات تاريخى واقدى همراه است. شايد علّت اين امر نزديك بودن اين مناطق به مدينه بوده، كه آن را جزو مدينه محسوب دانسته است.
وادى صهبا: واقدى و ابن اسحاق، هر دو، از اسناد تاريخى خود به «وادى صهبا» اشاره كردهاند. و ناگفته نگذاردهاند كه:
«وانتهى رسولاللّٰه إلى الصَّهْباء، فصلّى بها العصر، ثمّ دعا بالأطعمة فلم يُؤْتَ إلاّ بالسَّويق والتمر. فأكل رسولاللّٰه وأكلوا معه، ثمّ قام إلى المغرب فصلّى بالناس ولم يتوضّأ، ثمّ صلّى العشاء بالناس...». 2«پيامبر به صهبا رسيدند و نماز عصر را گزاردند و غذا خواستند. چيزى براى آن حضرت غير از خرما و سويق نياوردند. پيامبر خدا و همراهان از آن غذا خوردند. و بدون اينكه وضو بگيرند، نماز مغرب را گزاردند و سپس نماز عشاء را هم همراه مردم خواندند.»
راهنمايان پيامبر، از وادى صهبا، راههاى متعددى را جهت رفتن به خيبر، به آگاهى پيامبر رساندهاند و بر اساس بعضى از مستندات تاريخى؛ مانند «المغازى» و منابع جغرافيايى، مانند «معجم البلدان»، پيامبر تنها نام يكى از اين راهها را كه مرحب بوده پسنديده و به راهنمايان گفته است كه از اين طريق به سوى خيبر برويد.
سمهودى و فيروزآبادى، مرحب را «طريق بين المدينة و خيبر» دانستهاند، ولى