398نشانى جديد از آن به ما نمىدهد و مشخص نمىكنند كه آيا اين راه، بعد از طى وادى صهبا بوده يا در آستانۀ آن.
الصهباء: لفظ مؤنث اصْهَب، به معناى شراب است. ابن سعد در الطبقات الكبرى 1و البكرى در «معجم ما استعجم» فاصلۀ آن تا خيبر را «على بريد» دانستهاند كه به گفتۀ ياقوت حموى، قبل از وادى روحه واقع شده است. 2 و مسير راه تَيْماء.
اين منطقه را نبايد با كوه صهبا، در جنوب غربىِ خيبر، كه اكنون به عَطْوه، عَطْوَى يا ثنية الصهباء شهرت دارد و يا ثنية الصهباء، يكى دانست.
مطرى از مسجد صهبا، كه در دورانش مشهور بوده، ياد كرده است. سمهودى نيز آن را از زمرۀ مساجد منطقۀ خيبر مىداند. 3 و حديث ردّ الشمس، كه ذيل مسجد فضيخ، از منابع تاريخى آن ياد كردهايم، به اين منطقه مرتبط مىشود. اگرچه بسيارى از محقّقان مسلمان در طول تاريخ، بازگشت خورشيد بعد از غروب را تأييد نكردهاند، ولى با اين حال، از نظر جغرافيايى و تاريخى، اشاره به اين نكته حايز اهميت است كه دانسته شود بعضى منابع عبادت كردن محمد صلى الله عليه و آله در اين منطقه و حكايت واقعۀ ردّ شمس در آن را آوردهاند. 4واقدى در «المغازى» 5 تصريح مىكند كه محمد همراه راهنمايانِ خود، راه مرحب را پيمود و سپس از راه ميان «حياض والسِّرير ما تبع صدورِ الأودية حتّى هَبط به الخَرَصَة».
سرير: ياقوت حموى در «معجم البلدان» 6 و فيروزآبادى سرير را يكى از دو وادى خيبر دانستهاند. 7 و آن ديگر، عبارت است از وادى خاص.