396منتهى به اراضى وراء كوه احد مىشود، حدود 3 مايل است.
مصب اين وادى، در الغابه، نزديكىهاى دو چشمۀ مشهور به نام عينالزبير، و ديگر، عين مهلهل قرار دارد.
كَبَس الوطيح: مارسدن جونس، مصحّح «المغازى» اين كلمه را به استناد تعريف صاحب «الصحاح» (ص 966) دار فلان: «اغار عليها» معنى كرده است.
بنابراين، اگر با معناى وسيع آن؛ يعنى رود يا چاهى كه با خاك پر كرده باشند، يا به معناى غار واقع در بُنِ كوه الكبس بدانيم، بايد توصيف منطقۀ محدودى باشد كه از نظر جغرافيايى اهميت چندانى نداشته است و اگر آن را همان خانۀ گِلى تلقّى نماييم؛ يعنى كبس الوطيح: خانۀ گِلى وطيح، اشاره به خانه و منزلگاهى منسوب به وطيح مىكند. آيا اين وطيح، همان «وطيح بن مازن» است كه يكى از استحكامات خيبر به نام او شهرت يافته، يا نه؟ معلوم نيست. به هر حال مسلّم است كه اين منزلگاه ارتباطى به منطقۀ حصن وطيح در خيبر ندارد.
تا اين مرحله از مسير راه، ابن اسحاق نام و نشانى نمىدهد. و از اين به بعد، كه منطقۀ عصر است، ابن اسحاق با مستندات تاريخى واقدى همراه است. شايد علت اين امر نزديك بودن اين مناطق به مدينه بوده، كه آن را جزو مدينه محسوب دانسته است.
وادى عِصْر: ابن اسحاق 1 از اين نام به عنوان اولين منطقۀ مهم، پس از خروج محمد از مدينه، چنين نام مىبرد؛ «و كان رسول اللّٰه... حين خرج من المدينة إلى خيبر سلك على عِصر، فبنى له فيها مَسجد».
واقدى در «المغازى» (همان مأخذ)، پس از اشاره به «كبس الوطيح» مىنويسد: در اين منطقه، پيامبر دو راهنما گرفته است؛ يكى حُسَيل بن خارجه و ديگر عبداللّٰه بن نُعيم؛ «خرج على عصر و به مسجد».
مصحّح «المغازى» عصر را با دو فتح؛ عَصَر، اعراب گذارى نموده. ولى مصحّحان فاضل مصرىِ «السيرة النبويه» آن را به كسر عين يعنى عِصْر اعراب نهادهاند.
آنچه مسلم است، اين نام به كوهى ميان مدينه و وادى الفرع اطلاق مىشده است. و