276با توجّه به اينكه نثر مذكور از كهنترين متون فارسى قرن چهارم هجرى است، بكارگيرى واژۀ پارسىِ «كَنده» و تصريح به اينكه: «اندر شهرهاى ما پارسيان...» كفايت مىكند كه ما به ايرانىبودن واژه و طرح پى ببريم.
ترجمۀ منسوب به بلعمى دقيقاً مطابق است با اين جمله از متن اصلى تاريخ طبرى كه به نقل از محمّد بن عمر مىنويسد:
«يا رسولاللّٰه! انّا كنّا بفارس إذا حوصِرنا خَنْدَقْنا علينا». 1همين سند تاريخى را كه سلمان بر اساس ديرينۀ حفر كانال در ميان ايرانيان، پيشنهاد حفر خندق را به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله داده است، مورد تأييد واقدى قرار گرفته، مىنويسد:
«فقال سلمان: يا رسولاللّٰه! انّا إذ كنّا بأرض فارس و تخوّفنا الخيل خندقنا علينا».
«اى رسول خدا! روزگارى كه در سرزمين فارس بوديم، هرگاه از سواران بيم داشتيم، بر گِردِ خود خندق مىكنديم.» 2ابنحَجر عسقلانى از اصحاب مغازى مىپذيرد كه سلمان چنين گفته است:
«انّا كنّا بفارس.» 3 و حلبى به سابقۀ چنين كارى ميان ايرانيان، تأكيد مىكند و آن را از «مكايدالفرس» در جنگ مىداند. 4 و ابنكثير به نظر سلمان براى حفر خندق اشاره كرده و خود به ديرينۀ چنين كارى در عصر منوچهر پسر ايرج پسر فريدون تصريح مىكند. 5از ميان جغرافىدانان عرب، ياقوت حموى به تفصيل از تدبير خندق و مسبوقبودن آن به ابتكار ايرانيانِ عصر ساسانى سخن به ميان آورده است. وى به اجمال از خندقى كه