275ديرينۀ ساختن خندق در تاريخ نظامى ايران طولانى است. شاهپور دوم در برابر هجوم اعرابِ باديهنشين در صحراى كوفه، خندقى بزرگ حفر كرد و خسرو انوشيروان در تكميل و مرمّت آن اهتمامى خاص ورزيد. با توجّه به اينكه شايد نخستين بار اعراب در سال پنج هجرى قمرى با حفر خندق آشنا شدند، مورّخان عرب پذيرفتهاند كه:
«قريشيان از كارآيى خندق در شگفت شدند و گفتند:
به خدا اين حيلهاى است كه اعراب را از آن اطّلاعى نبوده است.»
عبارت طبرى چنين است:
«عمرو بن عبد ودّ و عكرمة بن أبيجهل و هبيرة بن أبيوهب و نوفل بن عبداللّٰه... ثمّ اقبلوا نحو الخندق حتى وقفوا عليه فلما رأوه قالوا: و اللّٰه إنَّ هذه لمكيدة ما كانت العرب تكيدها». 1تاريخنويسان در اينكه طرّاح خندق، «سلمان فارسى» (همان روزبهِ ايرانىتبار) بوده است، هيچ ترديدى ندارند. سلمان نيز اين طرح را از شيوههاى مرسوم ايرانيان در حفاظت و حراست از استحكامات نظامى يا شهرها اقتباس كرده و با پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان گذاشته و در جنگ به مرحلۀ اجرا درآمده است.
ظاهراً بلعمى در برگردان فارسى تاريخ طبرى مىنويسد:
«سلمان پارسى گفت: اندر شهرهاى ما پارسيان چون لشكرى بسيار روى بديشان نهادى و ايشان نتوانستندى پيش باز شدن، گرد شهر اندر كَنده فرمودندى، تا سواران را راهِ اندر آمدن نبودى. پس پيغمبر را عليهالسّلام اين تدبير سلمان صواب آمد و همۀ ياران نيز جواب ديدند. پس گرداگرد مدينه جمع شدند و كنده كردند.» 2