221سمهودى در «وفاء الوفا بأخبار دارالمصطفى» بهگفتۀ ابنشبه استناد كرده كه او از عبدالعزيزبن عمران نقل كرده است:
«مسجد فضيخ به مسجد ردّ شمس مشهور است». آنگاه دو نظريّۀ مختلف را علت نامگذارى مذكور مىداند:
1 . نظريّۀ مجد: چون مسجد فضيخ بر تپّهاى بلند واقع شده است، طلوع خورشيد به زيبايى خاصى در آن جلوهگرى مىكند.
2 . واقعهاى است كه اسماء بنت عميس آن را ياد كرده و عياض در «الشفاء» و طحاوى در «مشكلالحديث» گفتۀ وى را مورد تأييد قرار دادهاند:
«كان رأس النبيّ - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - في حجر علي[ عليه السلام ] و هو يوحى اللّٰه فغربت الشمس و لم يكن عليّ صلّى العصر فقال النبيّ - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - أ صلّيت يا عليّ؟ قال: لا. فقال: اللّهمّ إنّه كان في طاعتك و طاعة رسولك فارْدُدْ عليه الشمس. قالت أسماء فرأيتُها غربت ثمّ رأيتها طلعت بعد ما غربت.» 1طحاوى 2 مىگويد: احمدبن صالح گفت: «براى دانشمندان دين پسنديده نيست كه حديث اسماء را حفظ نداشته باشند. اين حديث از نشانههاى نبوّت است.»
1 / ب: نقد حديث اسماء
ابنحزم، ابنجوزى، ابنتيميّه و ابنكثير، حديث اسماء را بىاعتبار و به اجماع ردّالشمس را باطل مىدانند.
طحاوى (متوفّاى 321ه .ق.) در «مشكل الآثار» (ج2، ص11) گويندگان حديث