130پيامبر چون سخن فاطمه را شنيد، فرمود:
«ليست الدنيا من محمّد و لا من آل محمّد و لو كانت الدنيا تعدل عنداللّٰه من الخير جناح بعوضة، ما سقى كافراً منها مشربة ماء». 1همين قناعت و استغنا بود كه سبب شد خانههاى دختر و همسران محمّد صلى الله عليه و آله بهصورت تجلّىگاه ايمان به ابديّت و سرمشقى براى عارفان اسلام درآمد و خانههاى بهجاىمانده، پس از رحلت محمد صلى الله عليه و آله به صورت خارى در چشم امرا قرار داشت كه از نام محمّد صلى الله عليه و آله متنعّم شده بودند و محمّد صلى الله عليه و آله خود به ذرّهاى از آن تنعّمها رضا نداشت.
بعدها، پساز پيروزى اشرافيّت عرب بهرهبرى امويان بر شيوۀ بىآلايش اهلبيت، كه راه خود را در ميان مسلمانان مىگشود، همين خانههاى محقّر به صورت «عاملِ تهديدكنندۀ مشروعيّت راه و رسم خلفا» و «محكى در آشكاركردن خطوط متضاد اين دو نوع رهبرى» جلوه نمود.
وليد بن عبدالملك در روزهايى از اوج قدرت امويان به خلافت رسيد كه اندوختۀ بيتالمال بيش از هر خزانهاى در جهان لبريز بود و ارتباط متقابل با ايران و روم و مصر و... مسلمانان را به سوى تنعّم و رفاه بىزحمت، كه فساد و تباهى را در ذات خود مىپرورانيد، كشاند و روز به روز از سادگى زندگى دينى دور كرد و بهسوى ايران و روم و يونان سوقشان داد. معيارهاى نظام ارزشى اسلام، دستخوش تفاسير زمانه و تعابير مسخشدهاى گرديد كه متأسّفانه همچنان در دو قلمرو ماده و معنى تداوم دارد.
با چنان اوضاعى، وليد بن عبدالملك به بهانۀ توسعۀ مسجدالنّبى قصد تخريب خانههاى همسران پيامبر را نمود و از سنن پيامبر، اثرى ستانيد كه ديگر جبران نشد.