129خيبر و توصيفاتى كه مورّخان از عظمت آن به يادگار گذاردهاند، به خوبى مؤيّد نظريّۀ مذكور است.
از سوى ديگر، حكايات و گفتههايى ضمن شرح توصيفىِ خانههاى همسران و دختر محمّد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله در منابع اوليّه ثبت شده است كه به خوبى توجّه و خواست و ارادۀ محمّد صلى الله عليه و آله را به رعايت نهايت سادگى خانه و زندگى خود، نشان مىدهد و همين اعتقاد است كه از آن به عنوان يكى از مبانى عرفان و لوازم دنيوى تقوى در تاريخ جوامع مسلمانان بهره گرفته شده است.
به دنبال حديثِ صالح بن ابى الحسين خزيمى به نقل از محمد بن عبدالباقى انصارى، از فردى، از عبداللّٰه بن يزيد همدانى - كه آن را مورد استناد قرار داديم - آمده است:
«خانۀ امّسلمه را ديدم كه از خشت بنا شده بود و آنگاه از نوهاش علّت وضعيّت بنا را سؤال كردم. گفت: هنگامى كه رسول اسلام دومه را فتح كرد، امّسلمه خانۀ خود را تعمير و مرمّت مختصرى نمود. چون پيامبر به خانه بازگشت و خانۀ امّسلمه را ترميميافته ديد، فرمود: اين بنا چيست؟ امّسلمه گفت: خواستم از ديد مردم محفوظ باشم. پيامبر فرمود: إنّ شرّ ما ذهب فيه مال المسلم البنيان؛ بدترين راهى كه مال مسلمانان در آن ضايع مىشود، ساختمان است.»
در همين سند به خانۀ فاطمه اشاره مىكند كه روزى دختر پيامبر قسمتهايى از خانۀ خود را با پردۀ زيبايى زينت داده، دو لوح نقرهاى را جهت تزيين اتاق آويزان كرده بود.
چون پيامبر از سفر بازگشت و طبق عادتِ معمول به خانۀ فاطمه رفت، اصحاب او را در هنگام بازگشت از خانۀ دختر، نگران و عصبانى يافتند. فاطمه چون گرفتگى پدر را شنيد، دانست كه نگرانى وى مربوط به تزيينات خانه بوده است. كسى را نزد پدر فرستاد و به او پيام داد:
«دخترت سلام عرض مىكند و گفت اين اشياى زينتى را در راه خدا در ميان مستحقّين مسلمان تقسيم فرما!»