104ذراع افزوده، مىتوان نتيجهگيرى كرد، كه طول جنوب به شمال مسجد در زمان مهدى، سيصد ذراع شده باشد. اين محاسبۀ منطقى با آنچه خود ابننجّار از مساحت مسجد در زمان خودش (ذرع المسجد اليوم) خبر داده، تطبيق نمىكند. ابننجّار در محاسبۀ عينى خود، از طول و عرض مسجد، كه دقيقاً انتهاى آن، حدّ توسعۀ مهدى عبّاسى بوده، طول مسجد را از قبله به شام دويست و پنجاه و چهار ذراع و چهار انگشت خوانده است و اين امر با صد ذراع افزوده شده به طول مسجد سازگارى ندارد.
اكنون بنگريم كه مطالعات سمهودى، اين اختلاف گفتهها را چگونه مورد نقد و بررسى قرار داده است. سمهودى كه خود طول مسجد را تا انتهاى حدّ توسعهيافته از سوى مهدى عبّاسى ذرع كرده، معتقد است كه اين طول از قبله به شام، 253 ذرع بوده است و ابنزباله كه خود به متراژ طول مسجد پرداخته، معتقد است كه طول مسجدالنّبى 240 ذراع بوده است.
اين تفاوتها به عقيدۀ حقير كه مساحت مسجد النبى را به طور عينى با اقوال تاريخى مورد بررسى و تطبيق قرار داده، چندان حايز اهميت نيست و حقيقت را مىتوان همان نقل قول ابنزباله از علمايى دانست كه در ايّام عمليّات ساختمانىِ مهدى عبّاسى در مدينه به سر مىبردند. با اين وصف، 100 ذرع، صحيح به نظر مىرسد؛ خصوصاً آنكه امام ابواسحاق حربى در «المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره» (ص373) در اوايل قرن سوم قمرى جزم دارد كه:
«و زاد فيه مسجد المهدي مائة ذراع شامياً و يمانياً و طوله مثل ذلك». 1اين مقدار پس از برداشتن ستونها و مدخل درهاى شمالىِ مسجد در توسعههاى بعدى و با توجّه به اختلاف محاسباتى مقياس ذرع يد، خود را دقيقتر نشان مىدهد.
بر اين اساس، مساحت توسعۀ انجامشده از سوى مهدى را مىتوان رقمى نزديك