103چنين موضوعى شود و شايد به تلافى خراب شدن خانۀ پيامبر، فاطمه، عمّار ياسر و عبداللّٰهبن مسعود... در زمان وليد بن عبدالملك و يا چون معتقد بود كه خراب شدن خانۀ عثمان نمىتواند مانعى براى توسعۀ سمت شرقى مسجد باشد، پيشنهاد مذكور را ارائه كرده بود.
ابوجعفر عبّاسى طبق همان سند روايتى به حسنبن زيد پاسخ داد كه:
«إنّي قد عرفت الّذي أردت. فاكفف عن ذكر دار الشيخ عثمانبن عفّان»
به هر حال، ابوجعفر به عملى كردن طرح توسعۀ مسجد موفّق نشد و فرارسيدن مرگ مجالى به او نداد تا اينكه در سال 158 ق. مهدى عبّاسى خليفه شد. مهدى در سال 160 ق. براى انجام مناسك حج عازم حجاز شد و به توسعه و ترميم مسجدالنّبى رغبتى وافر نشان داد. 1ابن نجّار مىنويسد: «مهدى عبّاسى» براى عملى كردن طرح توسعۀ مسجد، «جعفربن سليمان بن على بن عبداللّٰه بن عبّاس» را نمايندۀ مخصوص خود معرّفى كرد و «عبداللّٰه بن عاصم بن عمر بن عبدالعزيز» و «عبدالملك بن شبيب غسانى» را زير نظر نماينده، به عنوان سرپرست و متولّى انجام كارها تعيين نمود.
تمام مستندات تاريخى و قول مورّخان بزرگ تاريخ مسلمانان، در اين واقعيّت كه توسعۀ انجامشده از سوى مهدى، فقط در قسمت شمالى يا شامى مسجدالنّبى بود، اختلافى با هم ندارند.
در روايت ياد شده از ابنزباله و ابنرسته، طول توسعه را 100 ذراع مىخواند و همين گفته را ابننجّار تأييد كرده است.
ابننجّار متوفّاى سال 643 قمرى است؛ يعنى خود در زمانى زندگى مىكرده كه حدّاكثر توسعۀ شمالى بناى مسجد در زمان او، همان توسعۀ مهدى عبّاسى بوده است. با توجه به اينكه طول مسجد از قبله تا شام 200 ذراع بوده، بنابر اين، با درنظرگرفتن صد