169مىسازد.
از اين رو، در فن جدل توصيه مىشود كه نكات زير به دقّت مراعات گردد:
1 - جدلى نبايد قضاياى مسلّم و مشهور را مورد سؤال قرار دهد؛ زيرا اين موجب مىگردد كه شك و ترديد به اين قضايا رخنه كند. او بايد قضاياى مسلم و مشهور را به عنوان مقدّمه و مسائل مفروغعنه بياورد يا با گرفتن اعتراف نسبت به آنها، مطالبى را مورد سؤال قرار دهد كه پاسخ به آنها وى را به مطلوب خويش نزديك مىكند.
2 - سؤال كردن از ماهيت اشياء و يا علت آنها، به جاى اين كه جدلى را به مطلوبش نزديك كند، او را به سمت واقعيتها، كه گاه نامطلوب است، مىكشاند و خود راهى است كه دريچۀ واقعيت را به سوى خصم مىگشايد. اگر در موردى چنين امرى مورد نياز باشد، بايد به صورت جنبى و تفسير لفظى مطرح گردد و يا به منظور دست يافتن به اعتقاد خصم و يا الزام او طرح شود. به عنوان مثال گفته شود: اگر ماهيت حركت، خروج از حالت بالقوه به حالت بالفعل نيست پس تعريف حقيقى آن چيست؟
3 - هرگاه قضيۀ مشهور و مسلّمى مورد ترديد خصم قرار گيرد، استدلال و اقامۀ برهان براى اثبات آن بىفايده است. وقتى كسى حرارت آتش را منكر مىشود، ناگزير بايد دست او را با آتش داغ كرد تا حرارت را احساس نمايد. گاه، استهزا و يا در معرض استهزاى عامّه قرار دادن راهگشاى مشكل جدلى در چنين مواردى خواهد بود، بويژه اگر انكار خصم توأم با استهزا باشد.
4 - جدلى بايد همواره بخشى از مسائل مسلّم و مشهور را در ذهن آماده داشته باشد و دربارۀ مسائل مختلف، اندوختههاى قابل توجهى از مشهورات و مسلّمات را به حافظۀ خويش سپرده باشد تا به هنگام