170حاجت بتواند سؤالهاى مورد لزوم خود را بر اساس آنها طرح نمايد.
او بايد در اين زمينه از چنان اطلاعات وسيعى برخوردار باشد كه وقتى بنا بر ضرورت، وارد بحثى و يا علمى مىشود، مشهورات و مسلّمات مربوط به آن را به ميزان كافى استحضار نمايد؛ زيرا جدلى نبايد در ميان مجادله باز بماند و يا مهلت بطلبد و يا به كتاب و منبعى مراجعه نمايد.
اطلاعات جدلى در اين زمينهها، بايد در حدّ ملكه باشد؛ يعنى ملكۀ استحضار مشهورات و مسلّمات هر علم، به موقع لزوم و احتياجِ به آنها.
5 - دانستن معانى متعدّدِ الفاظِ مشتركِ لفظى و وسعت معناى الفاظ مشتركِ معنوى و همچنين معانى مختلف الفاظِ منقول و مترادف و حالات مختلف الفاظ از وسائل مؤثّر در موفقيّت يك جدلى است.
چه بسيار اختلافها كه از همين جا ناشى مىشود و يا با بكار گرفتن اين دانش، جدلى را سريعتر و آسانتر به مقصود و مضمون مىرساند.
6 - مرزبندى مفاهيم و جدا كردن و تميز دادن مسائل مشابه و متشابه براى جدلى، حكم ابزار كار را دارد، زيرا بسيارى اشتباهات از همين تشابه و متشابه بودن ناشى مىگردد.
7 - توانايى بر تبيين رابطۀ بين امور مختلف و بيان تشابه دو يا چند امرى كه به ظاهر با يكديگر متفاوت مىباشند، گاه كشف يك رابطه و تشابه، اختلاف بين دو امر متباين را حل مىكند.
8 - در ميان مشهورات و مسلّمات، بايد بيشتر به آنچه كه جزئىتر و خاصتر است استناد جست؛ زيرا مسائل كلّى از تصورات ذهنى عامّۀ مردم بدور است و مسائل جزئى و خاص بهتر براى آنان متصوّر و قابل قبول مىباشد؛ زيرا مشكل تصور كردن بر سر راه تصديق و قبول كردن هم دشوارى ايجاد مىكند. و اين نوع دشوارى در نهايت، به شهرت و مسلم بودن قضيه لطمه وارد مىآورد و از سوى