145شده بود، آرد و خوراكى خريد و در فصل حج به مكه آورد و نانها را تكهتكه كرد و بچه شتران را سر بريد و با گوشت آنها غذايى فراهم آورد و تريد درست كرد و به مردمى كه سخت گرسنه بودند، داد و آنان را سير كرده و به همين دليل «هاشم» [ خرد كننده نان] نام گرفت، در حالى كه نام وى عمرو بود و در اين باره است كه ابنالزبعرى السهمى مىگويد:
كانت قريش بيضه فتفلقت
والنصار بين الكبش يبرق بيضه
كه منظورش از عمرو العلا، هاشم است.
هاشم تا هنگام وفات به اين كار ادامه داد و پس از وى، عبدالمطلب چنين مىكرد.
پس از وفات عبدالمطلب، ابوطالب همه ساله همين كار را در موسم حج انجام مىداد و تا ظهور اسلام، او [ ابوطالب] بر اين كار باقى بود. پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه در سال نهم عازم حج شد، مالى را همراه ابوبكر براى اطعام [ حاجيان] فرستاد. پس از آن در سالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خود به حجةالوداع رفت نيز اين كار را انجام داد. پس از آن ابوبكر در زمان خلافت خود چنين كرد و پس از او نيز عمر و ديگر خلفا تا به امروز چنين كرده و مىكنند و اين همان غذايى است كه خلفا همه ساله در ايام حج در مكه و منى به حاجيان مىدهند.
و اما سقايى همچنان در اختيار عبدمناف بود و او از چاه «رَدْم و خُمّ» 1 در مشكهايى چرمين و خُمهاى گلين كه بر شتر سوار مىكرد، حاجيان را آب مىداد. او آبى را كه بدين ترتيب از چاه مىآورد، در حوضهايى چرمين در محوطۀ كعبه مىريخت و حاجيان از آن استفاده مىكردند قصى [ براى تهيه آب] ، چاههايى در مكه