144نيز اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود: إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمٰانٰاتِ إِلىٰ أَهْلِهٰا 1؛«خدا به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد.» عمر بن خطاب گفت:
تا پيش از آن چنين آيهاى را از پيامبر صلى الله عليه و آله نشنيده بودم و اين آيه را تلاوت كرد. سپس عثمان بن طلحه را فراخواند و كليد [ كعبه] را به وى داد و فرمود: آن را پنهان كنيد، سپس فرمود: اى خاندان ابوطلحه! كليد را به عنوان امانت خداوند سبحان تحويل بگيريد و يكى پس از ديگرى به نيكى عمل كنيد و جز ستمكار، اين [ كليد] را از دست شما نخواهد گرفت. عثمان بن ابوطلحه نيز همراه پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه رفت و پسرعمويش شيبة بن عثمان بن ابوطلحه جاى او را گرفت و از آن زمان او و فرزندانش و فرزند برادرش وهب بن عثمان، عهدهدار پردهدارى كعبه بودند تا اين كه پسر عثمان بن طلحة بن ابوطلحه به اتفاق فرزندش، مسافع بن طلحة بن ابوطلحه، پس از مدتى طولانى كه در مدينه اقامت داشتند، به مكه بازگشتند و همراه با عموزادگان خود عهدهدار پردهدارى كعبه گرديدند و بدين ترتيب فرزندان ابوطلحه همگى پردهدارى كردهاند.
و اما پرچم، در اختيار خاندان عبدالدار بود كه در زمان جاهليت، كهنسالترين آنان اين مقام را برعهده گرفته بود، تا روز احُد كه بسيارى از ايشان كشته شدند.
اما سقايى و پذيرايى و رهبرى همچنان در اختيار عبدمناف بن قصى بود و تا زمان مرگ، اين مناسب را برعهده داشت. پس از وى فرزندش هاشم بن عبدمناف، سقايى و پذيرايى را برعهده گرفت و عبدشمس بن عبدمناف، رهبرى را عهدهدار شد هاشم بن عبدمناف همه ساله به هنگام حج با آنچه از قريش جمع شده بود، حاجيان را اطعام مىكرد و براى اين كار آرد مىخريد و از هر گاو و گوسالهاى كه مىكشتند، قسمتى (مثلاً ران آن) را مىگرفت. وقتى آذوقهها جمع مىشد با آرد غذايى درست مىكرد و به حاجيان مىداد و اين وضع همچنان ادامه داشت تا اين كه يك سال مردم به خشكسالى و قحطى شديدى دچار شدند؛ هاشم بن عبدمناف به شام رفت و با پولى كه نزد وى جمع