125اى قريشىها! شما همسايگان خدا و اهلبيت و اهل حرم هستيد و حاجيان، مهمانان و زائران خانه خدا هستند و از هر كس به مهماننوازى و احترام سزاوارترند، پس براى ايشان در موسم حج، تا زمانى كه به ديار خود بازگردند، خوراك و آشاميدنى مهيا كنيد.
آنها نيز چنين كردند و هر سال قسمتى از اموال خود را براى اين كار در اختيار وى قرار مىدادند تا در ايام منا، به مصرف غذاى حاجيان برساند. اين كار در جاهليت صورت مىگرفت و تا ظهور اسلام ادامه داشت. در اسلام نيز اين كار تا به امروز ادامه داشته و اين همان سفرهاى است كه هر سال سلطان در منا براى حجاج مىگستراند تا اين كه مراسم حج به پايان رسد. ابناسحاق مىگويد در رابطه با كارهاى قصىّ بن كلاب و اختياراتى كه او به عبدالدار تفويض كرد، ابواسحاق بن يسار، از حسن بن محمد بن على بن ابيطالب عليه السلام برايم نقل كرد و گفت: از او شنيدم كه اين مطلب را به مردى از خاندان عبدالدار به نام نُبية بن وهب بن عامر بن عكرمة بن عامر بن هاشم بن عبدمناف بن عبدالدار مىگفت. حسن گفت: قصى هر اختيار و مقامى كه در ميان قوم خود داشت، به او واگذار كرد و هرگز با كارهاى او مخالفتى نكرد.
ابناسحاق مىگويد: پس از آن، قصىّ بن كلاب وفات يافت و فرزندانش عهدهدار كارها شدند و مكه پس از آن كه قصىّ بخشهايى را ميان نزديكان خود تقسيم كرده بود، به قسمتهاى ديگرى تقسيم شد. و هر قسمت را به ديگران، از جمله اقوام و يا همپيمانان خود مىدادند و يا مىفروختند. و قريش هم به همين ترتيب، در كنار آنها [ در مكه] اقامت كردند و هيچ گونه اختلاف و نزاعى ميان آنها وجود نداشت. علاوه بر اين، خاندان عبدمناف بن قصىّ و خاندان عبدشمس و هاشم و مطّلب و نوفل، در مورد اختياراتى كه قصىّ به عبدالدار واگذار كرده بود - پردهدارى، پرچمدارى، سقّايى و پذيرايى - به مشورت و تبادل نظر پرداختند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه خود به دليل افتخارات و فضايل بيشترى كه ميان قومشان داشتند، به اين امور سزاوارترند و چنين شد كه قريش متفرق شدند. گروهى از خاندان عبدمناف در اين مورد كه آنها از خاندان عبدالدار سزاوارترند با ايشان همعقيده بودند و گروهى ديگر در كنار خاندان عبدالدار، معتقد