295درون آن پرسيدند، گفت: اين كار بسيار نيكو است.
و نيز در تاريخ ازرقى از سالمبن عبداللّٰهبن عمربن خطاب، كه گفته مىشود يكى از هفت نفر فقيه مدينه است و نيز از صدقةبن يسّار از اين روايات آمده است. اخبارى نيز وارد شده كه برخى علما در عدم استحباب ورود به كعبه به آنها استدلال كردهاند و محبّ طبرى همراه با پاسخى كه به آنها داده، در كتاب «القرى» آورده است، كه متن آن را در اصل اين كتاب نقل كردهايم و در اينجا به بخشى از آن اشاره مىكنيم:
از كسى كه محبّ طبرى خبرش داده بود، آگاهى يافتم كه گفت: در باب ورود به كعبه - كه بيست و هشتمين باب از كتاب «القرى» است - در استدلال آنهايى كه قائل به عدم استحباب ورود به كعبه هستند، آمده است: از عايشه نقل است كه گفت:
رسولخدا صلى الله عليه و آله از نزد من بيرون شد و بسيار شاد و خرسند و شاداب بود، پس از آن برگشت در حالى كه اندوهگين بود، علّت را پرسيدم، فرمود: من وارد كعبه شدم ولى اى كاش چنين نمىكردم، ترسم از اين است كه امّتم را پس از خود به دردِ سر انداخته باشم.
احمدبن حنبل و ترمذى 1 و ابوداود 2 آن را آورده و ترمذى آن را صحيح دانسته است.
كسانى كه ورود به كعبه را مكروه دانستهاند به اين حديث استدلال مىكنند، حال آن كه چنين دلالتى در آن وجود ندارد. مىتوان گفت كه ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله به كعبه، خود دليل استحباب است و اين كه آرزو كردهاند كهاى كاش وارد آن نمىشدند، به خاطر رنج و مشقت آن و شفقتى است كه بر امّتش داشت و بديهى است كه اين احتمال، حكم استحباب ورود به كعبه را منتفى نمىسازد.
محبّطبرى مىافزايد: و ازعبداللّٰهبن ابىاوفى نقلاستكه گفت: رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله عمره گزارد و به طواف كعبه پرداخت و در پشت مقام (ابراهيم عليه السلام ) به نماز ايستاد، در حالى كه اطرافش را مردمان گرفته و مانع از ديده شدن ايشان بودند. مردى به او گفت: آيا رسولخدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شد؟ پاسخ داد: نه. حديث را آن دو آوردهاند و بخارى براى اين