290پيامبر صلى الله عليه و آله براى بيرون شدن از مكه و پاسخ آن حضرت به وى، بنا بر آنچه در خبر آمده، از آن يك، گوياتر است.
البته در صحّت و درستىِ خبر ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه و اذان بلال به هنگام ظهر در كعبه، كاملاً مُطمئن نيستم، اما بر فرض صحّت، با آنچه در صحيحين آمده، منافاتى ندارد.
در صحيحين آمده است: از اسماعيلبن ابىخالد نقل شده كه گفت: به عبداللّٰهبن ابىاوفى گفتم: آيا پيامبر صلى الله عليه و آله در عمرهاى كه به جاآورد، وارد كعبه شد؟ گفت: خير. مراد از اين عمره، بنابه گفتۀ علما و آن چنانكه نووى در شرح مسلم و جاهاى ديگر از ايشان نقل كرده، «عمرة القضاء» است.
علت وارد نشدن پيامبر صلى الله عليه و آله بهكعبه دراين عمره خواهدآمد وكسى از علما را نديدهام كه قائل به ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در عمرةالقضاء باشد، آن چنانكه در اين دو خبر آمده است كه ما آنها را به دليل عجيب و شگفت بودن، نقل كرديم. اما ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه و حَجّةالوداع به كعبه، نظرِ ابىحاتمبن حِبّان است؛ زيرا او به اين ترتيب، اختلاف ميان حديث بلال و اسامه در مورد نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را حل كرده و متن سخن او به نظر من بيشتر حاكى از آن است كه هر دو خبر را حمل بر ورود پيامبر صلى الله عليه و آله در زمانهاى مغايرى بداند كه يكى در روز فتح مكه بوده و در آن نماز خوانده و ديگرى در حجةالوداع بود و در آن نماز نخوانده است.
و اما در مورد نخستين بار كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از هجرت وارد كعبه گرديد، بايد گفت كه در روز فتح مكه بوده؛ زيرا - بنابه حديث ابن ابىاوفى كه پيش از اين، از صحيحين نقل شد - در عمرةالقضاء، وارد كعبه نشده است و اين خبر با آن دو خبرى كه حكايت از ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه در عمرةالقضاء دارند، منافاتى ندارد؛ زيرا اگر خبرهاى صحيحى بودند، احاديث وارده در صحيحين با آنها تطبيق داده مىشد، حال آن كه در صحّت آنها، ترديد وجود دارد.
نووى دربارۀ وارد نشدن پيامبر به كعبه در عمرةالقضاء سخن از ديگرى نقل كرده كه خالى از اشكال هم نيست. وى به هنگام بيان حديث ابن ابىاوفى مىگويد: علما