291معتقدند علت وارد نشدن پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه، وجود بتها و تصاويرى است كه مشركان اجازه نمىدادند آنها را بردارد يا جابهجا كند، ولى هنگامىكه خداوند متعال مكه را براى آن حضرت فتح كرد، وارد كعبه شد و در آن نماز گزارد و پيش از ورود نيز تصاوير را از ميان برد.
بايد بگويم: اين سخن مستلزم آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه نيز تا هنگام خارج كردن تصاوير و موارد ديگرى كه بايد بيرون آورده مىشدند، وارد كعبه نشده باشد. در مسند ابىداود و سجستانى نيز از حديث ابنعباس مطلبى دالّ بر همين نكته، وارد شده است.
روايتى نيز داريم كه متعلق به ابن ابىداود طيالسى و مخالف با حديث پيش گفته است. او در مسند خود مىگويد: از ابن ابىذئب، از عبدالرحمانبن مهران، از عُمَير، خدمتكار ابنعباس، از اسامة بن زيد نقل شده كه مىگفت: همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شدم، آن حضرت تصاويرى را ديد و دستور داد: دلو آبى بياوريد و در حالى كه تصاوير را با آب مىزدود، مىفرمود: خداوند بكشد قومى را كه آنچه را نمىآفرينند، به تصوير مىكشند! رجال اين حديث جملگى قابل استناد هستند. از اين حديث بر مىآيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام فتح مكه وارد كعبه شده و در آن زمان تصاوير همچنان وجود داشتهاند و پس از ورود، اقدام به از بين بردن آنها كرده است. روايتى كه در تاريخ ازرقى به نقل از عبدالعزيزبن 1 ابىرواد آمده و در آن گفته شده كه پس از ورود به كعبه، فضلبن عباس را به دنبال آب فرستاد تا تصاوير در كعبه را پاكسازى كند، 2 دليل بر همين امر است.
گفتۀ ابناسحاق در سيرۀ خود، در واقعۀ فتح (مكه) نيز دليل ديگرى است. او مىگويد: وقتى پيامبر طواف خود را به پايان رساند، عثمانبن طلحه را خواست و