278حديث آنها مبنى بر نفى نماز در زمانى كه همراهى آنها با پيامبر صلى الله عليه و آله در ورود به كعبه، ثابت شده است، از يك سو؛ و حَمْل آن بر زمانى كه ورود آنان ثابت نگشته از سوى ديگر، يكى را برگزينيم، گزينش زمانى كه ورود آنان ثابت شده، اولىٰ است. همچنين در وجهى كه ابنحِبّان محتمل دانسته، اشكال وارد است؛ زيرا مستلزم آن است كه ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه، در حَجّةالوداع به همراهى اسامه و آن كسانى كه همچون وى نماز پيامبر صلى الله عليه و آله را در كعبه نفى كردهاند، به رغم ميل آن حضرت باشد و گرنه چگونه مىتوان حديث كسى را كه به گفتۀ ابنحِبّان نماز پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را نفى كرده، بر آن حمل كرد، با توجه به اينكه آن حديث با حديثى كه از عايشه نقل شده تعارضى ندارد. حديث عايشه گوياى آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حَجّةالوداع وارد كعبه شد. عين حديث از اين قرار است: عايشه مىگويد:
«پيامبر صلى الله عليه و آله از نزد من خيلى آرام و شاداب بيرون شد، ولى وقتى برگشت ناراحت و غمگين بود. به ايشان گفتم: چه شده است؟ فرمود: من وارد كعبه شدم، ولى اى كاش هرگز وارد نمىشدم. بيم آن دارم كه امت خود را از اين پس به مشقت انداخته باشم.»
ولى در عين حال در اسناد اين حديث، كسى وجود دارد كه منسوب به ضعف است اسماعيلبن عبدالملك بن ابىصغير 1 مكى نام دارد و حديث را از ابن أبىمليكه، از عايشه، روايت كرده است. ابنمعين و ابوحاتم دربارهاش گفتهاند: وى قوى نيست.
ابنمهدى اين را روايت كرده و يحيى القطان گويد: او را رها كردم. سپس از سفيان نقل كردم. همۀ اينها را ذهبى در «الميزان» آورده و اين حديث را از وى نقل كرده است.
آنچه گرايش به صحت اين حديث را تقويت مىكند، آن است كه اعمال و افعال