231كه روى اين پوشش، نوشتههايى در حمد و تسبيح و تكبير و تعظيم خداوند، به صورت هالههايى دايره شكل و جود دارد. اين پوشش تا سال بعد مىماند و دوباره به صورتى كه گفته شد، تعويض مىشود. وقتى پوشش كعبه زياد و چند لايه مىشود، از ترس آن كه مبادا سنگينى كند. از آن مىكاهند و پردهداران كعبه كه خاندان شيبه بودند، پردههاى اضافى و قبلى را براى خود برمىداشتند.
اين بود سخنان صاحب «العقدالفريد» در اين باره. 1 وفات ابنعبد ربّه بنا بر آنچه ذهبى در «العِبر» و ديگران گفتهاند، 2 در سال 328 بوده است، ولى من در كتاب وى (العقد الفريد) مطالبى يافتهام كه نشان مىدهد سالهاى پس از آن نيز زيسته است و در اصل اين كتاب، توضيح دادهام.
از ديگر پوششهاى كعبه، ديباج سفيد در زمان حاكم فاطمى و در زمان نوادۀ او مستنصر فاطمى است كه صُليحى والى يمن و مكه، به دستور مستنصر آن را پوشاند.
ابونصر استرآبادى نيز در سال 466، كعبه را با پارچهاى سفيدِ بافتۀ هند، پوشش داد.
در اين سال كعبه با ديباج سفيد نيز پوشانيده شد؛ اين پوشش را سلطان محمدبن سبكتكين با خود داشت و نظامالملك وزير سلطان ملكشاه سلجوقى پوشش را به دست آورد و به مكه فرستاد كه آن را روى پوشش ابونصر قرار دادند. همچنين كعبه پوشش سبز رنگ نيز به خود ديد كه در آغاز خلافت ناصر خليفۀ عباسى بود. شايد هم پيش از اين زمان چنان پوششى داشته است.
در زمان ناصر خليفه عباسى، پوشش سياه با حاشيه دوزى زرد و پيش از آن سفيد هم بر كعبه پوشانده شده كه به گمانم تاكنون همان ديباج سياه، به عنوان پوشش كعبه، باقى مانده است. جز اين كه در سال 643 منصوربن منعه بغدادى، شيخ حرم مكه - پس از آن كه باد شديدى در اين سال بر مكه وزيد و پوشش آن را پاره كرد - پارچۀ نخى سياه رنگى روى آن قرار داد. من خود به خط مُيُورقى نوشتهاى ديدم كه نشان مىدهد وزش اين باد