193و آورده است: وقتى بناى كعبه به ركن رسيد، ابنزبير آمد و خود حجرالأسود را در جايش قرار داد و با يك رشته مو آن را بست. همچنين گفته شده كه عبّادبن عبداللّٰه بن زبير حجرالأسود را در جاى خود قرار داد.
ازرقى 1 در خبرى آورده است كه عبداللّٰه بن زبير به پسرش عبّاد و جُبَيربن شَيبه دستور داد كه ركن را ميان پارچهاى قرار دهند و هنگامى كه در يك روز بسيار گرم مشغول نماز با مردم است، بيرون آورند تا كسى با خبر نشود و براى قرار دادنش، به رقابت نپردازند. آنها نيز چنين كردند. در آن خبر آمده است: كسى كه حجرالأسود را در جاى خود گذاشت، عبّادبن عبداللّٰهبن زبير بود و جبيربن شيبه او را يارى داد.
گويندكه حمزةبن عبداللّٰه بن زبير به دستور پدرش، حجرالأسود را در جاى خود نهاد. اين خبر را سهيلى 2 به نقل از زبيربن بكار آورده است.
در تاريخ ازرقى و كتاب فاكهى مطلبى با اين مفهوم ديدم كه حاجيان كعبه به همراه حمزةبن عبداللّٰه بن زبير، حجرالأسود را در جاى خود قرار دادند. نتيجه آن مىشود كه در باره كسىكه پس از بناى كعبه به وسيلۀ ابنزبير، حجرالأسود را در جاى خود قرار داد، چهار گفتۀ متفاوت نقل شده است.
اما بناى كعبه به وسيلۀ حجّاج نيز مسلّم و مشهور است. ازرقى و ديگران اين خبر را نقل كردهاند و خلاصهاش آن است كه حجّاج پس از آن كه ابنزبير را محاصره كرد و او را كشت، به عبدالملكبن مروان نوشت كه ابنزبير (در بناى كعبه) آنچه را از آن نبود، به آن افزوده و درِ ديگرى براى آن درست كرده است و از وى اجازه خواست كه آن را به همان صورتى كه در جاهليت بود، در آورد. عبدالملكبن مروان نيز در پاسخى به او نوشت كه درِ غربى را ببندد و افزودههاى ابنزبير در حجر را خراب كند و به همان صورت كه بود، باز گرداند. حجاج نيز چنين كرد و ديوارى را كه در سمت حجر قرار