125گرفتن جاى ديگرى به عنوان مبدأ ناشى شده باشد؛ مثلاً ما باب بنى شيبه را در نظر گرفتهايم و ازرقى جايى در ميان آنجا و معلّاة را براى حد حرم از سمت عرفه، برگزيده است. از پاى باب معلّاة تا علمين، كه هر دو از حدود حرم در اين سمت به شمار مىآيند، سى و پنج هزار و سيصد و هشتاد و سه ذرع و سه هفتم ذرع به ذرع دستى است و بنا بر قولى كه ميل را سه هزار و پانصد ذرع مىداند، بالغ بر ده ميل و يك هفتم در يك هفتم ميل (17 * 17) و يك پنجم در يك هفتم در يك دهم ميل (110 * 17 *15) و يك پنجم در يك پنجم در يك هفتم در يك دهم ميل (115 *17 * 15 *15) و جمعاً به ميزان11750 +1350 +149 +10 ميل است.
ازرقى حد حرم را از اين جهت «باب معلّاة» نمىداند، بلكه از باب بنىشيبه حساب كرده است و برايش اين توهّم پيش آمده كه حد حرم از اين جهت، به بيست و پنج زرعىِ قبلۀ مسجد نَمِرَه منتهى مىشود؛ زيرا يادآور شده كه حد حرم از اين جهت برابر با يازده ميل است و جاى هر كدام از ميلها را تا عرفه برشمرده (و مثلاً) دربارۀ جاى ميل يازدهم مىگويد: جاى ميل يازدهم در حد مكانى است كه قبلۀ مسجد عرفه را به قبله مسجد ابراهيم خليلالرحمن عليه السلام متصل مىكند و ميان آن تا ديوارهاى مسجد، بيست و پنج ذرع فاصله است.
اقتضاى اين سخن آن است كه دو نشان (ميل) ياد شده در حدّ (حرم) نباشند. سخن ازرقى اين تصوّر را پيش مىآورد كه حدّ حرم از اين جهت ششصد و شصت و يك ذرع پايينتر از دو نشانى منتهى مىشود كه در واقع نشان حد حرم از اين جهت است؛ زيرا مىگويد: از حد حرم تا مسجد عرفه هزار هزار (يك ميليون) و ششصد ذرع و يك پنجم ذرع است.
و از آنجا كه حد حرم از اين جهت به مقدارى كه ياد كرديم، از پايين دو نشان پيش گفته فاصله دارد؛ زيرا فاصلۀ ميان آن دو نشان و ديوارى كه مسجد عرفه را هزار و هفتصد و سه ذرع آهنى و برابر با هزار و نهصد و چهل و شش ذرع دستى اندازه گرفتهايم، نتيجه اين مىشود كه دو نشان مزبور در غير از حد قرار داشته باشند و اين دو نشان همانهايى