114همراه با معناى آنها، برشمردهاند و همچنين برخى نامهاى ناآشنايى كه جز از وى نشنيدم و خود داراى معناى روشنى هستند، ذكر كرديم، همچون «امراحم» و «امرحم» و «بلدالحرام» به دليل حرمت مكه و «بلداللّٰه» زيرا سرزمين برگزيدۀ خداست و «طيبه» به دليل نيكويى و پاك بودن آن؛ اين نام را حافظ علاءالدين مُغْلَطاى در سيرۀ خود نقل كرده است و نيز «صلاح» (با تنوين) كه به معناى صلاح (بدون تنوين) است و «سلام» كه به همين معناست. و نام «وادى» كه برگرفته از سخن عمربن خطاب به نافع بن عبدالحارث خزاعى، كارگزار وى بر مكه به هنگام ديدار با وى در «عسفان» است كه عبدالرحمانبن أبزى را جانشين خود بر اهل مكه قرار داده بود. عمر از وى پرسيد: چه كسى را بر اهل «وادى» (به جاى خود) برگماردى؟
نووى تنها به شانزده نام از نامهاى مكه اشاره مىكند و مىگويد: هيچ شهر و ديارى را - همچون مكه و مدينه - كه شريفترين جاهاى زمين هستند - نمىشناسد كه از اين همه نام برخوردار باشند. 1عبداللّٰه مرجانى در تاريخ مدينۀ خود به نام «بهجة الأسرار في تاريخ دار هجرة النّبيّ المختار» پس از ذكر نامهاى مكه، مىگويد: از قول خواص گفته شده، كه اگر با خون بر پيشانى (كسى كه دچار خونريزى شده است) نوشته شود: «مَكَة وَسَطُ الدُّنيا وَاللّٰهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ»، خون بند مىآيد... .