86مىكردند.كما اين كه در مسافرتهاى دور از وطن هم از هدايت ستارگان بهره مىبردند.
سفرهاى آنان تا دورترين نقاط جنوبى دريا تا نزديكى اقيانوس هند مىرسيد؛چنان كه برخى از آنان وارد اقيانوس هند شده تا سواحل دور دست آن كه در برخى از سفرنامههاى عربى آمده،مىرفتند.بدين ترتيب براى كشتيرانى آنان قواعدى پديد آمد كه به توارث به دورههاى بعد رسيد و مسلمانان در روزگار طلايى خود توانستند از آنها استفاده كنند.
در طب هم معلومات قابل ملاحظهاى داشتند،معلوماتى كه آنان را بر تمامى مشكلات جسمى،چيره كرده بود.آنان براى اينها اسامى زيادى داشتند كه شما به طور مفصّل مىتوانيد در كتابهاى لغت و منابع اصلى،آنها را بيابيد.بايد پرسيد اين اسامى از كجا آمده است؟آيا اين جز از آن روست كه آنان چگونگى آنها را در جسم مىشناختند و وظايف و كار آنها را درك مىكردند؟به همين ترتيب،دامنۀ دانش آنان به گياهان هم مىرسيد؛خواص آنها را مىشناختند و بر اساس آن،از آنها بهره مىگرفتند.آنان از علاج با آتش و قطع عضو و فصد و حجامت آگاهى داشتند و در اين زمينه حكماى مبرّزى داشتند كه حارث بن كلده ثَقَفى شهرت خاصى داشت.وى چندان پاييد كه روزگار معاويه را هم درك كرد و پزشكان عصر او از وى مانندِ يك استاد با ارزش بهره مىبردند.ميراث طبى عرب چندان است كه حتى در روزگار ما،و حتى جوامع متمدن عصر ما از آن ميراث بهره مىگيرند و بسيارى از آراى طبى آنان را تأييد مىكنند.حتى در باديۀ ما،تا به امروز چنان است كه كسانى كه طب جديد را كنار گذاشتهاند،به آنجا مىآيند تا از داروهاى گياهى يا درمان با سوزندان بهره برند.نمىتوان انكار كرد كه اينان، اين معلومات را از نسلهاى گذشته و دورانهاى پيشين به ارث بردهاند و البته تجربهها و مهارتهاى خود را هم بر آن افزودهاند.
از ديگر دانشهاى آنان،علم القيافه،علم الفراسه و علم الرياضه بود.آنان براى اين دانشها،قواعد و اصولى داشتند كه به رغم گذشت دو هزار سال همچنان جريان آنها ميانشان شايع است.
در علم القيافه،رد چيزهاى گم شده را از انسان و حيوان مىگرفتند و جاى پاى او را