79خانههاى آنان يافت شود و در زندگى آنان جلوه كند،شگفت زده شد.
در كنار اين،مخفىگاههاى آنان سرشار از طلا و نقره بود،كما اين كه سكههاى دينار و درهمِ ضرب شده هم فراوان داشتند.قرآن در جاىهاى مختلف از آنها ياد كرده است،آنچنان كه مىتوان فهميد آنان به خوبى اينها را مىشناختند.
اين مردم در بازارهاى خود از اوزان و مقادير استفاده كرده و با انواع تقسيماتى كه براى سنجش اوزان بوده آشنايى داشته و با آنها معامله مىكردند.هيچ چيزى بهتر از اين آيات قرآن بر اين مطلب دلالت ندارد كه: وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ* اَلَّذِينَ إِذَا اكْتٰالُوا عَلَى النّٰاسِ يَسْتَوْفُونَ* وَ إِذٰا كٰالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ 1.شمارى از مورّخان،به تعدادى از حوادث جزئى اشاره كردهاند تا بر اساس آنها حدود دانش قريشىها را در دانش اقتصاد يا محدودۀ مالكيت آنان نشان دهند.براى نمونه اين روايت:«يك صحابى كه كنيزى خود را به يك هزار درهم از او خريد،زمانى كه رفقاى او دربارۀ پايين بودن قيمت او را سرزنش كردند گفت:به خدا سوگند! من چيزى بالاتر از هزار نمىشناسم».
اين مورّخان قصد آن دارند تا نشان دهند كه قريش در بارۀ اموال و ارقام بيش از اين نمىدانستند.اما اينان فراموش كردهاند كه قرآن با اين مردم در بارۀ ارقامى بسيار بالاتر سخن مىگويد:ى فِي يَوْمٍ كٰانَ مِقْدٰارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ 2يا آن كه در قصۀ حضرت يوسف عليه السلام مىگويد:ى وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلىٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ 3ترديدى در اين نيست،كسانى كه مىتوانند دهها هزار و صدها را بشمارند،مىتوانستند بسيار ثروتمند باشند.ثروت،تمدّن مىآورد و تمدّن هم ابزار رفاه را مىطلبد.
خاندانهاى اموى و مخزومى،در ثروت،مثال زدنى بودند.ابن جدعان در كار تجارتِ بَرده بود و چنان ثروتى به دست آورد كه او را به قيصر تشبيه مىكردند.
در اين موضوع شعرى در باره ابن جدعان گفته شده است: