333از مكه شدند.فرمانده سپاه نامهاى به رميثه نوشت و اهميت و هدف فرستادن سپاه را براى او توضيح داد.سپس كسى را فرستاد تا اين مطلب را به وى تأكيد كرده و قسمهاى استوارى براى او بخورند تا اطمينان حاصل كند.وى هم پذيرفته به مسجد آمد و خلعت و هداياى سلطانى را دريافت كرد.اندكى بعد فرمانده سپاه مصر،پس از آن كه سپاه را براى خدمت به رميثه در مكه باقى گذاشت،خود به مصر بازگشت. 1
قلقشندى متن نامهاى را كه در تأييد رميثه به او داده شد،آورده كه در آن آمده است:آراى شريفۀ ما چنان اقتضا كرد تا رميثه را به عنوان امير منفرد در آن شهر معين كنيم و او را برگزينيم.او از برگزيدگان نيك ماست و امارت هم گرچه در اين مدت در اختيار ديگرى بوده،اما اميرى به جز او نمىشناختيم؛زيرا او بزرگ خاندان خود است كه ديگران هم از وى راضى و او را شاكرند.
اين نامه نشان از باور پيشگفته ما دارد كه زمانى ناصر،مؤيد عطيفه بر ضد برادرش بود تا آن كه دريافت،رميثه بيشتر سزاوار حمايت و تأييد است،چرا كه ثابتقدم و نيرومند و كسى است كه حمايت خاندان پشت سر اوست.چنان كه دريافت اين اقدام مىتواند مانع از پيوستن رميثه به جناح ديگرى باشد.
ملك الناصر به دنبال اين حوادث در سال 732 براى سومين بار به حج آمد. 2اين در حالى بود كه قافلۀ او شامل هفتاد نفر از امراى مملوكى و شمار فراوانى از چهرههاى برجسته از فقهاى مصر بود.ما نبايد از همراهى اين همه امير مملوكى در چُنين قافلهاى شگفت زده شويم،زيرا ناصر مىبايست آنان را به همراه خويش مىآورد تا از توطئۀ آنان ايمن بوده و از عدم فعاليت معارضان خود در صورت ماندن در مصر و در غياب وى اطمينان داشته باشد.
همان گونه كه گذشت شمار زيادى از برجستگان از فقهاى مصر در موكب او حضور داشتند و رميثه از همۀ آنان استقبال باشكوهى كرد.او اجازه داد تا مردم براى