334استقبال از آنان به خارج شهر بروند تا مقدم آنان را گرامى بدارند.ملك ناصر هم عطايا و بخششهاى خود را چندان توزيع كرد كه به بيشتر خانوادهها و افراد مكه رسيد. 1
در سال 734 عُطَيفه به مصر رفت و نامهاى از ملك ناصر براى برادرش آورد كه بر اساس آن نيمى از امارت را به او سپرد و رميثه پذيرفت.اندكى بعد او را بيرون راند و بار ديگر با وساطت ناصر او را پذيرفت و تا سال 736 با آرامش گذشت.در اين وقت بار ديگر اختلاف بالا گرفت و عطيفه به مصر رفت و تا سال 743 كه مرد همان جا بود.بدين ترتيب امارت براى رميثه استقرار يافت. 2
در مراسم حج سال 741 حجاج روز جمعه و شنبه،يعنى براى دو روز در عرفات وقوف كردند كه ناشى از ترديد آنان بود. 3
در سال 743 سلطان يمن،الملك المؤيد رسولى حج گذاشت.مماليك مصر تلاش كردند تا رميثه را وادار كنند تا در جريان وقوف سلطان يمن در عرفه،كار را بر وى دشوار كند.به احتمال،هدف آنان اين بود تا ميان آن دو اختلاف اندازند؛مبادا اتحادى ميان يمن و مكه پديد آيد.اما رميثه زيركتر از آن بود كه تحت تأثير پيشنهادات مصر قرار گيرد.وى بهترين استقبال را از سلطان يمن كرد و گروهى از اشراف و فرماندهان را براى خدمت به آنان موظف نمود.سلطان هم اموال زيادى در مكه توزيع كرد و هداياى بزرگى براى آن فرستاد.وى خواست تا از خود اثرى در مكه برجاى گذارد.به همين جهت پيشنهاد كرد تا خود پردۀ كعبه را بدهد و درِ كعبه را هم تجديد كند.رميثه از ترس آن كه مبادا روابط وى و مصر به جايى برسد كه نتواند آن را كنترل كند نپذيرفت.اين امر سلطان يمن را ناراحت كرد و به همين جهت با آن همه اكرام و خدمتى كه به وى شد، ناراضى از يمن رفت. 4