331علاوه به نامهنگارى با اشراف مكه پرداخت كه اكنون بيشتر آنان به وى علاقمند و از برادرش بيزار بودند و دليلش هم گرايش شديد عطيفه به مماليك مصر و حركتش در از ميان بردن استقلال مكه و تضعيف امارت آن بود.
تلاشهاى رميثه بر ضد برادرش به نتيجه رسيد و او توانست حوالى سال 729 يا 730 حكومت را از چنگ او درآورد.
با انتقال امارت مكه به رميثه،قافلۀ عراق به رغم مشكلات داخلى،حركتش را به سمت مكه آغاز كرد.اين در حالى بود كه در سالهاى امارت عطيفه،از آمدن قافلۀ عراق ممانعت شده بود.حركت مجدد آن قافله،مؤيد آن است كه دولت عراق از رميثه حمايت مىكرده است.
فاسى از برزالى از عفيف طبرى كه از علماى مكه در آن دوره بوده،چنين نقل مىكند:قافلۀ عراق در سال 730 به حج آمد،در حالى كه همراهشان فيلى بود كه در تمامى مواقف حج همراهشان بود،و پس از آن به مدينه رفت،جز آن كه يك مرحله پيش از آن كه به مدينه برسند،مرد.تا آن جا كه مىگويد:ما مقصود ابوسعيد بن سلطان خربنده 1را از ارسال فيل با قافلۀ عراقى درنيافتيم. 2
به باور من بعيد نيست كه هدف او ايجاد سروصدا و شهرت بوده است،آن گونه كه حضور عراق و كاروان و حكومت آن را در مكه اعلان كند.اينها چيزهايى است كه در زمان ما،از آن به نوعى كارهاى تفنّنى و هنرى در وسائل ارتباط جمعى تعبير مىشود.
فاسى 3به نقل از برزالى مىنويسد كه گروهى از حسنىها در سال 730 به مكه يورش برده و به جنگ با عراقىها پرداختند و از شمشير هم استفاده شد.در اين وقت اسبسواران با اسبان خويش وارد مسجد شدند و بازار غارت شد و نزديك بود همگى حجاج از بين بروند.باور من آن است كه اين تلاشى بود كه عطيفه با استفاده از بنىالحسن